روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٣٦ - باب پنجم از قسم دوم در ترجمه عهدى كه حضرت امير المؤمنين - صلوات الله عليه - جهت مالك اشتر نخعى نوشته بودند در وقتى كه او را والى مصر ساخته بودند
قرار داده حدّ و مرتبه او را، و فريضه او را از عمل و اجر در كتاب خود يا سنّت پيغمبر خود كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله اعلام به آن نموده، و عهدى از خداى يا حضرت مصطفى نزد ما محفوظ است.»
غرض آن است كه بر هريك از اين طبقات امرى چند لازم است، و از جهت ايشان بر واليان و طبقات ديگر امرى چند لازم، و تفصيل آن را خداى عز و جلّ مقرّر نموده و آن نزد ما محفوظ است.
«فالجنود بإذن اللّه حصون الرّعيّة، و زين الولاة، و عزّ الدّين، و سبل الأمن، و ليس [٢٠٩ آ] تقوم[١] الرّعيّة إلّا بهم.»
يعنى: «سپاهيان به فرمان خداى حصارهاى رعيّتند كه رعيّت به حصن ايشان از آفات خصوم محروس باشد، و زيب و آرايش واليان و حكّامند، و عزّت و ارجمندى دينند، و راههاى امنيّت مسلمينند، يعنى، به سبب ايشان مسلمانان را امنيّت حاصل است- و قائم نمىشود رعيّت، الّا به ايشان- يعنى، اگر سپاه نباشد امر رعيّت را قوام و قيامى نخواهد بود.»
«ثمّ لا قوام للجنود، إلّا بما يخرج اللّه لهم من الخراج الّذي يقوون به على جهاد عدوّهم، و يعتمدون عليه فيما يصلحهم، و يكون من وراء حاجتهم.»
«هيچ قوام و نظامى نيست لشكريان را، الّا به آنچه خداى تعالى از جهت ايشان بيرون آورده و مقرّر داشته كه آن خراجى است كه به سبب آن توانا مىشوند بر جهاد دشمنان خود- چه به سبب آن تهيّه آلت و عدّت و اسب و سلاح جهت حرب مىكنند- و بر آن خراج اعتماد دارند در چيزى كه مصلح حال ايشان است در معاش- يعنى، كفايت مىشود مهمّات معاش و مطالب ايشان به مواجب و مرسومى كه از خراج ديوان دارند- و حاجات ايشان موقوف بر آن است.»
[١] - در اصل« ثمّ لا تقوم» نوشته شده و بعد روى آن خط كشيده شده است. اينجا از ديگر نسخ نقل شد.