روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٦٣ - فصل سوم در ترجمه صحيفهاى كه طاهر ذو اليمينين جهت ولد خود عبد الله نوشته بود
كه تو حياطت[١] نفس خود و نزديكان خود و استصلاح امور خود نمىتوانى كرد به چيزى افضل از اقتصاد و توسّط و اعتدال. پس، مداومت بر آن مىكن و اهتدا به آن جوى تا امور تو تمام شود و قدرت تو زياد گردد، و خاصّه و عامّه تو به صلاح آيد. و كمال خود را به خداى عز و جلّ نيكو ساز تا رعيّت تو از براى تو مستقيم شوند، و طلب و التماس وسيله كن به سوى خداى عز و جلّ در جميع امور تا به سبب آن نعمت خداى عز و جلّ را بر خود دائم دارى.
و هيچكس از كسانى را كه متولّى امرى از امور سازى، متّهم به بدى مدار تا آنكه كشف آن امر نكنى؛ و در استيضاح مبهم بكوش[٢]، چه تهمت به مردم برى زدن و گمان بد به ايشان داشتن گناه است. پس، عادت خود كن گمان نيكو به ياران خود داشتن، و منع كن از خود بدگمانى به ايشان داشتن كه اين امر يارى تو مىكند بر نيكوكارى نسبت به ايشان داشتن و ايشان را بر خوبى داشتن. و چنان كن كه دشمن خدا، شيطان، را در كار تو مدخل و مغزى[٣] نباشد كه به درستى كه شيطان اكتفا مىكند به قليلى از وهن و سستى تو، و داخل مىگرداند در تو از غم به سبب بدگمانى به ياران و اصحاب آنچه لذّت عيش تو را ناقص گرداند.
و بدان كه مىيابى به سبب حسنظنّ قوّتى و راحتى، و كفايت مىشود از تو به سبب آن آنچه كفايت آن را از امور خود مىخواهى و به سبب آن مردم را به دوستى خود دعوت مىكنى و امور خود را مستقيم مىسازى. و بايد كه منع نكند تو را حسنظنّ به اصحاب و ياران خود از آنكه سؤال بهجا آورى و تجسّس و تفتيش كنى از كارهاى خود و مباشرت امور دوستان كنى و حياطت رعيّت بهجا آورى، و نظر و انديشه كنى در امورى كه باعث قوام و صلاح امور ايشان باشد. و بايد كه مباشرت امور دوستان، و كوشيدن در اصلاح و مرمّت حال ايشان، و محافظت رعيّت كردن و حياطت كار ايشان نمودن، و نظر كردن در امرى كه باعث قوام حال و صلاح امر ايشان باشد، و نظر در حاجات ايشان كردن و متحمّل مؤنات ايشان شدن پيش تو اولى و برگزيده باشد بر چيزهاى ديگر، چه
[١] - پاس داشتن، نگه داشتن، تعهّد كردن.
[٢] - عبارت اخير در تاريخ طبرى نيامده است.
[٣] - محلّى و موردى براى عيبگيرى و بدگويى.