روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٢٩ - فايده سوم در ايراد كلامى از فيلسوف محقق و حكيم مدقق خواجه نصير الملة و الدين محمد طوسى
ترخان[١] بودهاند بر حال خود باشند تا همه خوشدل شوند و كوچ نيكو كنند و هوادارى نمايند. ديگر آنكه فرمايد تا درويشان و بازماندگان و كودكان بىپدر و زنان بىشوهر را صدقه دهند و كسانىكه به بلا و محن گرفتار باشند برهانند. ديگر آنكه كسانىكه نافرمانى كنند و ياسا ندارند مالش دهد و بترساند تا ديگران گستاخ نشوند.
ديگر آنكه در اين وقت، مال از مصلحتها و لشكر بزرگ و ديگر مهمّات دريغ ندارند كه چون پادشاهى قرار گيرد، مال بسيار پديد آيد؛ و اگر [١٣٦ ب] قرار نگيرد، مال بسيار سود ندهد تا داند. ديگر آنكه در امور ملكى احتياط عظيم فرمايد تا جاسوسان به دشمنان خبر نبرند و بر حالها واقف نشوند. ديگر آنكه زود ملول نشود و همه سخنها بشنود و صبر و تأنّى به كار دارد و خويشتن را سبك ندارد و تجويز اين معنى نكند كه هر كس گستاخى كند تا وقع و شكوه پادشاهى زياده شود. ديگر آنكه از چيزى كه خاطر مبارك برنجد تحمّل كند و زود خشم نگيرد تا از سر عقل آنچه واجب باشد بفرمايد و پشيمان نشود. ديگر آنكه با عقلا و ارباب دانش در امور مشورت كند و چون رأى قرار گيرد، حكم كارها به خود كند، نه چنانكه ظاهر مردم پندارند كه به قوّت ديگران مىكند، چه اگر چنان باشد ديگران را اميد و بيم نماند. و چون به مباركى كارها سرانجام يابد، چند چيز ياد دارد و فراموش نكند تا دولت و سلطنت روزبهروز در تزايد باشد:
اوّل، رضاى خداى- تعالى و تقدّس- نگاه دارد تا در هردو جهان نيكويى بيند. دوم، به ياساى پدران عمل نمايد تا از منقصت ايمن باشد. سوم، لشكرها مرتّب و آماده و آراسته دارد تا از ياغيان نترسد. چهارم، با رعايا عدل كند و كار ايشان به زودى و راستى بسازد تا مزيد جاه و حشمت او را از خداى تعالى مسئلت نمايند. پنجم، فرمانبران را سيورغاميشى فرمايد و سركشان را سركوفته دارد تا همه خلايق به اميد و بيم در طاعت راست باشند. ششم، كمآزارى كند و بيگناهان را نرنجاند تا درازعمر باشد. هفتم، در آبادانى سعى نمايد تا مال بسيار بىظلم و رنج مردم حاصل آيد. هشتم، از ايل و ياغى با
[١] - كسيكه از همهگونه مالياتى معاف است و هروقت بخواهد مىتواند بدون اجازه قبلى نزد پادشاه بار يابد. نوايى، عبد الحسين،،« بعضى از لغات تركى و مغولى و اصطلاحات فارسى در متون تاريخى از قرن هفتم به بعد»، در احسن التواريخ روملو، ص ٨٢٧.