روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٥٩ - فصل دوم در تدبير امراى عساكر و اميران بلاد و محافظان قلاع و حارسان سرحدها
داند، و در انجاح حوايج و مقاصد ايشان اهمال ننمايد، و عرايض و مطالب ايشان را به زودى مقرون به جواب دارد. و اگر ايشان را احتياج به مددى از لشكر و سلاح و آلات حروب و آزوقه و غير ذلك شود، درين باب تأخير و تغافل ننمايد؛ و هر نيكو خدمتى كه از ايشان به ظهور رسد، در اكرام و انعام دقيقهاى نامرعى نگذارد؛ و اگر از ايشان تقصيرى شود، بر وجهى مرضى موافق تدبير و حكمت تدارك نمايد. و واجب است كه طريقه مدارا نسبت به ايشان مرعى دارد، و كار بر ايشان تنگ نسازد، و ايشان را به فرار و ميل كردن به جانب خصمان و دشمنان ملجأ نسازد، و راههاى اعذار را بر ايشان بالكلّيه مسدود ندارد. و اگر از يكى از ايشان بوى نفاقى به مشام رسد آن را مصرّح نسازد و تا تواند با انواع اكرام و احسان آن را از حدّ نفاق درگذراند، و دوست و مخلص گرداند و دست از رفق و مدارا برندارد. و اگر مصلحت ملكى تقاضاى تبديل يكى از ايشان نمايد، در آن باب طريقه رفق و لطف [و][١] تدبير مسلوك دارد. و بايد كه آثار عنايات پادشاهى از ارسال خلع فاخره و ارقام مشتمله بر ملاطفات نسبت به امراى بلاد مستمرّ بوده باشد، و پادشاه ايشان را به اكرام و انعام خود اميدوار مىداشته باشد.
[١] - از مر اضافه شد.