روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٩٤ - فصل نهم در فضيلت تواضع و مذمت تكبر
سوم آنكه هرچه از اين نوع به تو رسد، خاك بوده و خاك خواهد شد.
حضرت از اين اشارت متنبّه شد و نصيحت قبول كرد و گفت: «چون من بنده پيغمبر باشم دوستتر از آن دارم كه پيغمبر پادشاه.» رضوان آن صندوقچه برداشت و به جاى خود بازبرد و جبرئيل گفت: «يا محمّد! اين ملك و توانگرى اتباع تو را ارزانى خواهد بود و اگر تو قبول مىكردى، فقرا از تو غمناك بودندى كه خرسندى ايشان بدان خواهد بود كه در مقام فقر خود را تابع تو يابند.
راوى گويد: «بعد از آن حضرت صلّى اللّه عليه و اله هرگز طعام تكيه كرده نخوردى، گفتى: «من بندهام، چيزى چنان خورم كه بندگان خورند.»
نقل است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله از غايت تواضع در آخر مجلس نشستى و بر هيچكس تقديم ننمودى و به طريق بندگان نشستى، و بر خاك نشسته نان بر خاك گذاشتى و چيزى خوردى، و بر خر برهنه سوار شدى، و ديگرى را بر خود رديف ساختى.
و از حضرت صادق ٧ منقول است كه، «حضرت امير المؤمنين- صلوات اللّه عليه- هيزم مىآورد و آب مىكشيد و جاروب مىكرد و حضرت فاطمه ٣ آرد مىكرد و خمير مىكرد و نان مىپخت.»
و نقل است كه حضرت امير المؤمنين ٧ در كوفه، در ايّام خلافت خرما خريد و در گوشه رداى مبارك خود برداشت. مردم مبادرت نمودند كه بردارند و گفتند: «يا امير المؤمنين ما برمىداريم.» حضرت فرمود: «صاحب عيال اولى است به برداشتن.»
و از زيد بن على، نقل است كه، «حضرت امير المؤمنين در پنج موضع پياده مىرفتند و نعلين خود به دست چپ برمىداشتند روز فطر و نحر و جمعه و نزد رفتن به عيادت و تشييع جنازه.»
و نقل است كه آن حضرت در ايّام خلافت در بازارها پياده رفتى و راهنمايى گمشدگان كردى و اعانت ضعيفان نمودى و بر بياع و بقال گذشتى و بر ايشان قرآن خواندى و مىخواندند اين آيه را: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ يعنى: «آن دار آخرت مىگردانيم آن را از جهت آن كسان كه اراده نمىكنند بلندى در زمين و نه فسادى. و عاقبت مر متّقيان را است.» و چون