روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٨٠ - فصل پنجم در تدبير صناع و محترفه و جمعكنندگان خراج و متوجهات ديوانى و تدبير اهل زراعت
معيشت بنى آدم و تحصيل مواد اغذيه ايشانند، آن است كه ايشان را پادشاه مرفّه بدارد، چنانكه بر ايشان ظلمى نشود و زياده از مقادير مقرّر از خراج و غيره بر ايشان حواله و اطلاقى نشود، و محصّلان ستمگر پرخرج و مؤنت بر سر ايشان نفرستد. و اگر شكستگى به حال ايشان راه يافته باشد، تخفيفى نسبت به ايشان بشود، و اموال مقرّرى ايشان به تدريج و دفعات گرفته شود. و مواضع منسوب به ديوان اگر رعاياى آن بهواسطه خرابى محالّ يا وجهى ديگر محتاج به مساعدات و معاونات بوده باشند به عمل آيد. و عمّال ايشان بايد كه مردم كارديده كاردان صاحب وقوف در امور زراعت و عمارت بوده باشند، و كمطمع و بىآزار و نيكوكردار بوده باشند. و اگر به جهت حفر انهار و بستن سدّها و تنقيه كاريزها احتياج به معونات بوده باشد، در آن باب تقصير ننمايند و موقوف ندارند، و هرچند زودتر متوجه سرانجام آن بشوند.[١] و اگر در بعضى مواضع احداث انهار توان كرد كه منفعت بر آن مترتّب باشد، به عمل آورند و اين امور را در عهده مردمان كافى كاردان نمايند تا بىنقصانى كه به سر كار ديوان عايد شود سرانجام يابد. بايد كه پادشاه در اين امور غافل نباشد و در تعمير قرى و مزارع و مواضع بلاد اهتمام تمام لازم داند.
[١] -« بشوند» اينجا مضارع التزامى است. در نسخه مر آن را فعل جمله شرط گرفته و عبارت« بهتر خواهد بود» را، پس از آن، افزوده است.