روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٣١٢ - فصل پنجم در فضيلت حسنخلق
آن بود كه دادن و ستدن و انواع معاملات با شريكان بر نحوى كند كه از حدّ اعتدال تجاوز نكند و موافق طبايع ديگران افتد. و امّا حسنقضا، آن بود كه چون حقوق ديگران بر وجه مجازات بهجا آورد، از منّت و مذمّت و ندامت خالى باشد.
و امّا تودّد، طلب دوستى احبّا و اهل فضل است به خوشرويى و خوشگويى و وجوه اكرام و انعام. و امّا تسليم، آن بود كه به فعلى كه به بارى تعالى يا مقرّبان درگاه احديّت تعلّق داشته باشد رضا دهد و به خوشمنشى و تازهرويى آن را تلقّى نمايد، هرچند موافق طبع او نبود، و تسليم را معنى ديگر هست از اين مقام بلندتر و [٧٩ ب] تبيين آن مناسب وضع اين كتاب نيست. و امّا توكّل، آن بود كه در كارهايى كه حواله آن با قدرت و كفايت بشرى نبود و رأى و رويّت خلق را در آن مجال تأثّر و تصرّفى نباشد، زياده و نقصان و تعجيل و تأخير نطلبد و به خلاف آنچه باشد ميل نكند.
و امّا عبادت، آن بود كه تعظيم و تمجيد خالق خويش و مقرّبان حضرت او چون فرشتگان و پيغمبران و امامان و صالحان و مجتهدان و طاعت و متابعت ايشان و انقياد احكام صاحب شريعت ملكه كند، و تقوا را شعار و دثار[١] خود سازد.
اين است انواع فضايل، و هر نوع از فضيلت را دو نوع رذيلت كه از افراط و تفريط حاصل مىشود در برابر است و تفضيل اخلاق و بيان حقايق فضايل و رذايل آن متعلّق است به فنّ حكمت عملى و استقصاء و استيفاى كلام در آن مناسب اختصار اين كتاب نيست، لهذا اقتصار بر تفصيل بعضى كه به آن اهتمام زياده بود نموده بعضى در مباحث سابقه گذشت و بعضى بعد از اين خواهد آمد، و من اللّه الإعانة فى كلّ باب.[٢]
و چون در اين مقام اشارتى اجماليه به ذكر فضايل شد و بسيار چيزها هست كه به فضيلت شبيه است و در واقع فضيلت نيست و بر مردمانى كه در مطالب علمى قدم راسخ ندارند مشتبه مىشود، اشارتى اجماليه به تفرقه مىشود.
امّا اشتباه در فضيلت حكمت، چنان بود كه بسيار كسان باشند كه مسايل علوم جمع و حفظ نمايند و نكات و دلايل كه به طريق تقليد و تلفيف[٣] فراگرفته باشند و در اثناى
[١] - هممعنى« شعار» است.
[٢] - اين مباحث از اخلاق ناصرى، صص ١٠٨ تا ١١٧ نقل شده است.
[٣] - از جاى جاى فراهم آوردن چيزى را. در همان، ص ١٢٢« تلقّف» آمده است. ظاهرا شكل صحيح ضبط اين كلمه در متن بايد« تلقيف» باشد.