روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٥٦ - فصل هفتم در فضيلت سخا و جود و مذمت بخل
و فرموده: «البخيل يبخل على نفسه بالنّيّة من دنياه و يسمح لوراثة كلّها.»[١] يعنى:
«بخيل بخل مىورزد بر خودماندگى از دنيايش، و سماحت مىكند به وارثان همه را.» و فرموده: «الجواد محبوب محمود و ان لم يصل من جوده الى مادحه شىء و البخيل ضدّ ذلك.»[٢] يعنى: «جواد محبوب و محمود است و اگرچه از جود او چيزى به مادح چيزى نرسيده باشد، و بخيل ضدّ آن است.» و فرموده: «المال وبال على صاحبه الّا ما قدم منه»[٣] يعنى: «مال وبال است بر صاحبش، الّا آنچه از آن پيش از خود فرستاده.»
|
برگ عيشى به گور خويش فرست |
كس نيابد[٤] ز پس ز پيش فرست |
|
ابن ابى نصر گويد: «ديدم در كتابى كه حضرت امام رضا ٧ [١٤٨- ٢٠٣ ق.] به حضرت ابى جعفر محمّد- يعنى، محمّد بن على الجواد ٧ [١٩٥- ٢٢٠ ق.] نوشته بود كه، «يا ابا جعفر! به من رسيده كه هرگاه سوار مىشوى، موالى تو را از در كوچك خانه بيرون مىبرند و اين به سبب بخل ايشان است تا آنكه از تو خيرى به كسى نرسد. و سؤال مىكنم من تو را به حقّى كه بر تو دارم كه داخل شدن تو و بيرون رفتن تو نباشد، الّا از در بزرگ. پس، هرگاه سوار شوى، باشد با تو طلا و نقره و هيچكس از تو چيزى سؤال نكند، مگر آنكه بدهى به او چيزى و هركس از اعمام تو هرگاه سؤال كند كه به او برّى كنى، كمتر از پنجاه دينار، كه پنجاه مثقال طلا باشد، ندهى و بيشتر از آن را تو دانى. و هركس از عمّههايت كه سؤال كند به او كمتر از بيست و پنج دينار ندهى و اختيار بيشتر از آن به سوى تو است. و به درستى كه من اراده ندارم به اين امر، بغير از آنكه بلند گرداند خداى تو را. پس، انفاق كن و مترس از جانب صاحب عرش تنگى را.»
و احاديث در باب فضيلت سخا بسيار است. جهت اختصار بدين مقدار اكتفا شد.
از بزرگى نقل شده كه، بدايت سخا آن است كه سخاوت كند نفس تو به آنچه در دست تو است؛ و نهايتش آن است كه نفس سخاوت كند به آنچه در دست مردم است و باكى نداشته باشد كه دنيا را كه مىخورد. يعنى، طمع خود از همه كس و همه چيز منقطع
[١] - همان، ش ١٨٨٤:« البخيل يبخل على نفسه باليسير ...».
[٢] - همان، ش ١٩٠٩.
[٣] - همان، ش ١٩٥٧.
[٤] - گلستان سعدى، چاپ فروغى، ص ٣١:« نيارد».