روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٥ - فصل دوم در بيان آنكه علت ثبات و دوام ملك و پادشاهى چيست و تفصيل بعضى از اسباب زوال و اختلال ملك
آشيان، شاه طهماسب الحسينى الموسوى[١]- انار اللّه تعالى برهانه- بعد از ده سال از پادشاهى توفيق توبه و انابت يافت و در روضه مطهّر امام الجنّ و الانس، امام ثامن ضامن، ابو الحسن علىّ بن موسى الرّضا- عليه التّحيّة و الثّناء- توبه نصوح بهجا آورد و در باب توبه، كيفيّت توبه آن اعلى حضرت را به تفصيل بيان خواهيم كرد؛ و روز به روز آفات از ملك او مرتفع شد و دشمنان او مغلوب شدند و از سلاطين ايران زمين از زمان حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله تا امروز هيچكس را ايّام سلطنت به قدر ايّام سلطنت آن اعلى حضرت نبوده، چنانچه متتبّعان تواريخ دانند. از واهب متعال و كريم ذو الجلال اميد آن داريم و شب و روز مىطلبيم كه نوّاب اشرف [٩ ب] اقدس همايون اعلى ظلّ اللّهى شاهنشاهى- خلّد اللّه تعالى ملكه- را توفيق صلاح زياده از جدّ اعلى روزى گردد و ايّام سلطنت و اعوام دولت او اضعاف ايّام سلطنت جدّ اعلى باشد؛ و از ميامن بركات صلاح نوّاب اشرف روزگار را آب و صفا و تازگى و بهاى ديگر رو دهد، و سلاطين آفاق همه كمر بندگى و خدمتكارى حضرت اعلى بر ميان جان بندند؛ و از بركات صلاح نوّاب اعلى، به حكم «النّاس على دين ملوكهم» يعنى: «مردمان همه بر طريقه پادشاهان خودند»، عالمى به صلاح آيند و ثواب آن به روزگار هميون عايد گردد؛ چه مثل صلاح ديگران از بابت روشنايى شمع است كه دور و كنار خود را روشن مىكند و مثل صلاح پادشاه از بابت نور آفتاب است كه جهانى را روشن مىگرداند.
و امّا، مجملى از واقعه مستعصم عبّاسى آن است كه دار السّلام بغداد در زمان خلافت خلفاى بنى عبّاس به اعلى درجات معمورى وآبادانى رسيده و از طراوت و نظارت به كمال رسيده؛ مشتمل بر بناهاى عالى و منازل مرغوب و بساتين و باغات دلگشا و منزّهات فرحافزا؛ اصناف خلايق از اكابر و اشراف و افاضل و صنّاع و محترفه و طوايف مختلفه چندان در آنجا مجتمع بودند كه عشر آن در هيچ قطرى[٢] از اقطار عالم نبود. و المستعصم باللّه، ابو احمد عبد اللّه، سى و هفتم خلفاى بنى عبّاس بود و او را اسباب ترفّه و تنعّم و ذخاير و نفايس اموال چندان جمع شده بود كه در هيچ خيالى نگنجد، و به عظمت و تكبّر و تجبّر در آفاق معروف بود، و از ملوك امام و اشراف اطراف و اعيان زمان
[١] - دومين پادشاه صفوى كه از ٩٣٠ تا ٩٨٤ ق حكومت داشت.
[٢] - ناحيه، سرزمين.