روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٦١ - فصل پنجم در آداب تدبير اطبا
تحصيل علم طبّ داشته باشد، معتدل القامه، متناسب الاعضا، جيّد الفهم، نيكوسخن باشد و صحيح الرّأى باشد. مرد مشورت، عفيف، شجاع باشد و مالك نفس خود باشد؛ مرد غضب و بالكلّيّه تارك غضب نباشد و بليد[١] نباشد و سزاوار آن است كه با بيمار مشارك باشد و مهربان باشد و حافظ اسرار باشد، چه بسيارى از بيماران به مرضهايى مبتلا باشند كه نخواهند كه كسى ديگر بر آن اطّلاع داشته باشد. و سزاوار آن است كه طبيب تاب و تحمّل شنيدن درشتى و دشنام بيمار داشته باشد. چه بسيارى از سرساميان[٢] و صاحبان وسواس سوداوى با طبيبان سخنان درشت گويند و دشنام دهند. پس، بايد كه طبيب تاب آن آرد و داند كه اينها از ايشان نيست؛ از مرض است.»
و گفته: «بايد كه موى سر طبيب به اعتدال باشد در خلق و ابقا، و همچنين ناخنها. و بايد كه جامههاى او سفيد پاكيزه باشد و در رفتار مستعجل نباشد كه دليل بر طيش است، و متباطى[٣] نباشد كه دليل بر فتور نفس است. و چون مرد بيمار آيد، متربّع[٤] نشيند و حال بيمار را به تأنّى و سكون تمام اختيار نمايد، نه به قلق و اضطراب.» تمام شد كلام بقراط.
و ببايد دانست كه بر طبيب، مهارت در فنّ طبّ و حفظ و ضبط بعضى مختصرات و متوسّطات و مطوّلات از كتب طبّى لازم است. از مختصرات مانند: كتاب فصول بقراط و مسائل حنين[٥] و مرشد رازى[٦] و بعضى رسايل مختصر از مصنّفات شيخ الرييس ابى على. و از
[١] - كودن، كندفهم.
[٢] - مرضى باشد كه در دماغ ورم پيدا مىشود و خلل دماغ ظاهر مىگردد.
[٣] - كندرفتار.
[٤] -« تربّع» چهار زانو نشستن را گويند.
[٥] - حنين بن اسحاق، متولد ١٩٤ و متوفى سال ٢٦٣ ق.، كه در مغرب زمين به« يوآنتيوس» شناخته شده، يكى از دانشمندان مسيحى حيره است كه به عنوان مترجم و ناقل علوم يونانى، سهم مهمى در پيدايش علم اسلامى داشته است. كتاب المسائل فى الطبّ را او براى متعلّمين نوشته است. براى اطلاع بيشتر از احوال او، ر ك:
قفطى، صص ٢٣٤ تا ٢٤٤؛ علم و تمدن در اسلام، صص ٢٧ و ٢٨.
[٦] - محمّد بن زكريّا رازى، متولد حدود ٢٥١ و متوفى ٣١٣ ق.، كه گاهى او را« جالينوس عرب» ناميدهاند، بزرگترين طبيب بالينى اسلام است. بيرونى شمار تأليفات او را صد و هشتاد و چهار مىداند. بزرگترين اثر طبّى او الحاوى است كه پرحجمترين اثر اسلامى مفرد درباره طبّ است. آثار فلسفى و اخلاقى رازى به علّت معتقدات ضد نبوّتى مندرج در آنها، مورد انتقاد شديد متكلّمان و فيلسوفان مشّائى بوده است.
كتاب مرشد او در طب، در اصل الفصول نام دارد. نك: قفطى، صص ٣٧٣ تا ٣٧٩؛ شهر زورى، صص ٣٥٦ تا ٣٥٨؛ علم و تمدن در اسلام، صص ٢٩ و ٣٠.