روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٢٧ - فايده سوم در ايراد كلامى از فيلسوف محقق و حكيم مدقق خواجه نصير الملة و الدين محمد طوسى
كسى كه معتمد تو نباشد چيزى مخور و از محافظت خود غافل مباش، و آن قصّه را فراموش مكن كه پادشاه هند تحف از بهر تو فرستاد و از آن جمله كنيزكى بود كه او را از طفوليّت به زهر پرورده بودند تا طبيعت او قريب به افاعى شده بود و غرض ايشان از آن، قصد تو بود و من اين حال را به فراست دريافتم و تو را تنبيه كردم.
اى اسكندر! به يك دليل حكم مكن و چون دلايل متعارض شوند، ميل به طرف اقوى كن. اى اسكندر! عدل صفتى از صفات الهى است و به عدل آسمان و زمين قايم شده و به عدل پيغمبران مبعوث شدهاند و عدل سيرت عقل است، و به عدل مالك رقاب و قلوب توان شد و حكماى هند گفتهاند: «عدل سلطان بهتر از خصب زمان است و سلطان عادل انفع است از مطر وابل- يعنى، باران بزرگ قطره.» و در بعضى احجار به سريانى نوشته بود كه ملك و عدل دو برادرند كه هيچكدام را از ديگرى استغنا نيست. بعد از آن مىگويد: كيفيّت ارتباط [١٣٦ آ] اسباب نظام عالم به يكديگر در صورت دايره وضع مىكنيم تا صورت توالى و تشابك ايشان محسوس و مشاهد گردد و زبده اين كتاب و خلاصه مطالب آن اين دايره است و اگر غير اين نفرستادمى كافى بودى و صورت دايره اين است.»
تمام شد سخن معلّم اول ارسطاطاليس.
فايده سوم: در ايراد كلامى از فيلسوف محقّق و حكيم مدقّق خواجه نصير الملّة و الدّين محمّد طوسى
در سنه ثلث و ستين و ستمايه هلاكو خان از دنيا رحلت نمود. امرا و اركان دولت اتّفاق داشتند كه اباقا خان[١] بهجاى پدر بر تخت سلطنت نشيند و به اتّفاق مىگفتند كه، «تو از ساير برادران بزرگترى و وليعهد پدرى و به رسوم قديم و جديد داناتر و با وجود تو، عقل رخصت ندهد كه ديگرى قايم مقام ايلخان گردد.» و او ابا مىنمود و آن شغل خطير را به
[١] - اباقا خان يا ابقا خان و بنابر نوشته مورّخان عربزبان« ابغا»، دومين ايلخان از ايلخانان مغول حاكم بر ايران و بزرگترين پسر هولاگو خان، متولّد ٦٣١ و متوفّى به سال ٦٨٠ ق. براى اطلاع بيشتر از احوال او. رجوع شود به:
زرياب خويى، عباس،« اباقا خان»، دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج ٢، صص ٣٣٣ تا ٣٤٢.