روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٨٩ - فصل نهم در فضيلت تواضع و مذمت تكبر
فى غد جيفة.»[١] يعنى: «عجب دارم از متكبّرى كه ديروز نطفه بود و فردا مردارى خواهد بود.»
و فرموده: «فاللّه اللّه عباد اللّه ان تتردّوا رداء الكبر فانّ الكبر مصيدة ابليس الكبرى الّتى يسار بها القلوب مساورة السّموم القاتلة.»[٢] يعنى: «بپرهيزيد خداى را اى بندگان خداى! از آنكه متردى شويد به رداى كبر. پس، به درستى كه كبر دام بزرگ ابليس است كه به آن مساورت- يعنى، جهندگى و تندى- مىكند با دلها چون مساورت زهرهاى كشنده.» و فرموده: «كل متكبّر حقير.»[٣] يعنى: «هر متكبّرى حقير است.» و فرموده:
«ليس لمتكبّر صديق.»[٤] يعنى: «هيچ متكبّرى را دوست صديق نمىباشد.» و فرموده:
«كفى بالمرء منقضّة ان يعظم نفسه.»[٥] يعنى: «كافى است از جهلت مرد نقض و عيب آنكه تعظيم خود نمايد.» [٩٨ آ][٦]
از حضرت امام جعفر صادق ٧ منقول است كه، «از جمله آنچه وحى فرستاد خداى تبارك و تعالى به حضرت داوود ٧ آن بود كه، يا داوود! همچنانكه نزديكتر مردمان به خداى عز و جلّ متواضعانند، همچنين دورترين [٩٨ ب] مردمان از خداى عز و جلّ متكبّرانند.» و از آن حضرت منقول است كه فرموده كه، «در آسمان دو فرشتهاند موكّل به بندگان. پس، هركه تواضع كند از جهت خداى، آن دو فرشته او را بلند مىگردانند و هركه تكبّر كند، او را پست مىگردانند.» و از حضرت امام محمّد باقر ٧ منقول است كه فرموده كه، آمد نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله فرشتهاى و گفت: «خداى عز و جلّ تو را مخيّر گردانيده كه بنده رسول متواضع باشى يا پادشاه رسول باشى.» حضرت به جانب جبرئيل ٧ نظر كرد.
جبرئيل ٧ به دست خود اشارت كرد كه «تواضع و فروتنى كن.» حضرت فرمود كه، «بنده رسول متواضع را اختيار كردم.» پس، فرشته گفت: «با آنكه كم نمىشود جهت تو از آنچه نزد پروردگار تو است چيزى.» و با آن فرشته بود مفاتيح زمين.
[١] - همان، ش ٦٢٦٠.
[٢] - همان، ش ٦٥٩٩.
[٣] - همان، ش ٦٨٣٧.
[٤] - همان، ش ٧٤٦٤.
[٥] - همان، ش، ٧٠٥٠.« كفى بالمرء منقصة ...».
[٦] - مطلب از ذيل صفحه ٩٨ آ ادامه مىيابد.