روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٠١ - فصل ششم در آداب و تدبير منجمان و مهندسان و ارباب علوم تعليميه كه آن را علوم رياضيه خوانند
بازگشت و دفع بدع و تأسيس سنن عدل و اطلاق محبوسان بيگناه تحريص تمام نمايد و از اين راه طلب دفع آفت نمايد، چه اين امور را در رفع آفات و ازاله محذورات مدخليّت تمام هست. در بعضى احاديث كه در كتاب منسوب به سيد جليل القدر رضى الدّين بن طاووس مذكور است وارد شده كه، معقلة بن اسحاق، كه يكى از اصحاب حضرت امام موسى كاظم است ٧ كتابى نوشت به على بن جعفر كه آن كتابت را به حضرت عرض نمايد. مضمون كتابت آنكه منجّم ميلاد او را نوشته و از جهت وفات او تعيين زمانى نموده و آن زمان نزديك شده و او بر خود مىترسد و دوست مىدارد كه حضرت او را بر عملى دلالت كند كه به آن عمل تقرّب به خداى عز و جلّ بجويد. على بن جعفر آن را به خدمت حضرت فرستاد و حضرت جوابى نوشت و در جمله آن مذكور ساخت كه، «امر كن فلانى را كه بهجاى آورد از روزه آنچه تواند يا هر روز يا سه روز در ماه و خالى نباشد، يا در هر روز يا در هر دو روز از تصدّق كردن بر شصت مسكين يا آنچه نيّت او تقاضا كند، و خود را استعمال كند در نماز شب و روز استعمال شديدى، و همچنين در استغفار و قرائت قرآن و ذكر خداى عز و جلّ و اعتراف در قنوت به گناهان خود و استغفار كند از آنها و بگرداند بابى چند از صدقه و عتق، و خالص سازد نيّت خود را در اعتقاد حقّ، و صله رحم بهجا آورد، و نشر كند خير در ايشان، و اميد داشته باشد كه نفع دهد خداى عز و جلّ به او، به سبب مرتبهاى كه از ما دارد و آنچه خدا بخشيده است به او از خشنودى ما از او، و محمدت كردن ما او را. و اللّه كه امر او مكدّر ساخت مرا فوق آنچه وصف كنم، با آنكه اميد دارم كه خداى عز و جلّ عمر او را زياد گرداند و باطل سازد قول منجّم را، چه خدا او را مطّلع بر غيب نساخته.
صاحب كتاب اخوان الصّفا ذكر نموده كه، «در علم نجوم فوايد بسيار است، به سبب اطّلاع بر آنچه حادث مىشود در مستقبل. چه هرگاه آدمى آنچه بعد از اين شود بداند، او را ممكن است كه از نفس خود بعضى آفات دفع نمايد، نه به اين معنى كه وقوع آن امر را كه گمان كرده دفع كند، بلكه از آن احتراز كند و استعداد آن گيرد؛ چنانكه مردم مستعدّ مىشوند جهت دفع زمستان به تحصيل پوشش و جهت دفع تابستان به ساختن سرداب، و دفع گرانى به تحصيل غلّات و ادّخار آن، و جهت دفع آفت چشم بد به گريختن از آن، و