روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ١٨٤ - فصل اول در ذكر فضيلت عدل
عالم، خواه رعيّت ملك او و خواه ديگران، بر او نفرين خواهند كرد و البتّه در آن ميان دعاى جماعتى مستجاب خواهد بود، خصوصا مظلومان كه دعاى ايشان ردّ نمىشود، نيز دعاى سحرگاهى مظلوم نمىشود كه به هدف اجابت نرسد. حضرت امير المؤمنين- صلوات اللّه عليه- فرموده: «اتقوا دعوة المظلوم فانّه يسأل اللّه حقّه و اللّه سبحانه اكرم من أن يسأل حقّا الّا اجاب». يعنى: «بپرهيزيد از نفرين مظلوم كه او از خداى عز و جلّ حقّ خود طلب مىكند، و خداى عز و جلّ از آن گراميتر است كه حقّى طلب كنند و او اجابت نكند».
هفتم، آثار و بركات عدل به اولاد و اعقاب سرايت مىكند و ظلم باعث قطع نسل و بر افتادن ذرّيّات مىشود، چنانكه از احوال بنى اميّه اين حكم ظاهر و هويداست كه در زمان دولت ايشان چندين هزار كس از اولاد و ذرّيّات ايشان موجود بودند. الحال، سالهاست كه نسل ايشان چنان برافتاده كه در اطراف و جوانب عالم هيچكس نشان نمىدهد كه از ايشان در جايى نسلى و عقبى باقى مانده باشد، و اين از اثر شآمت ظلم و بدى افعال ايشان است.
هشتم، عدل باعث معمورى وآبادانى ملك مىشود و هرگاه مملكتآبادان است و رعيّت مرفّه و آسودهاند، خزاين پادشاه معمور است و در ضمن آن آراستگى و نسق سپاه بيشتر است، و هرگاه خزانه پادشاه معمور باشد و سپاه آراسته باشد، دشمنان را طمع در ملك به هم نمىرسد و اين باعث دوام دولت پادشاه است.
نوشيروان[١] همه جهان را به نام نيكو و داد و انصاف بگرفت. چون هفده سال از پادشاهى او بگذشت، عمارت عالم و معمورى جهان به جايى رسيد كه جهت امتحان هر چند طلب كردند پنجاه جريب زمين[٢] خراب نتوانستند يافت. و اگر پادشاهى ظالم باشد،
[١] - خسرو انوشيروان پسر قباد نوزدهمين پادشاه ساسانى است و به كاردانى و دورانديشى و حسن سياست شهره است. بر اثر همين شيوه درست حكمرانى توانست كارهاى كشور را سروسامانى بخشد، و سپس به بازپسگيرى سرزمينهاى از دست رفته و كشورگشايى بپردازد. ابو على مسكويه نوشتهاى از انوشيروان را ضبط كرده كه مشتمل است بر زندگىنامه و كشوردارى او. نك: تجارب الامم، ج ١، صص ٩٤ تا ١١٤.
[٢] - جريب به عنوان مقياس زمين در زمانهاى مختلف محاسبات گوناگونى داشته است. در اوايل و اواسط قرون وسطى برابر ١٥٩٢ متر مربع بود. در فارس جريب بزرگ برابر ٥٨٣٧ و جريب كوچك معادل ٣٦٠٠ متر مربع محاسبه مىشد. در قرن يازدهم هجرى قمرى- كه با زمان نگارش روضة الانوار مطابقت دارد- هر جريب ٩٥٨ متر مربع بوده و احتمال مىرود اين تنزّل در برابرى جريب و متر مربع از قرن نهم انجام يافته باشد. هينس، والتر، اوزان و مقياسها در اسلام، ترجمه غلامرضا ورهرام، صص ١٠٦ و ١٠٧.