روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٥٦ - باب پنجم از قسم دوم در ترجمه عهدى كه حضرت امير المؤمنين - صلوات الله عليه - جهت مالك اشتر نخعى نوشته بودند در وقتى كه او را والى مصر ساخته بودند
بده به خداى عز و جلّ از بدن خود در روزت و شبت آنچه نزديكى جويى به آن خداى به عز و جلّ و توفيه كن- يعنى، كامل و تمام كن- آن چيزى را كه تقرّب بجويى به آن به سوى خداى بىآنكه در آن رخنه و نقصانى بوده باشد، رسيده باشد از بدن تو و به بدن تو آنچه رسيده باشد.»
«و إذا قمت في صلاتك بالنّاس[١]، فلا تكوننّ منفّرا و لا مضيّعا، فإنّ في النّاس من به العلّة و له الحاجة. و قد سألت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله و سلم حين وجّهني إلى اليمن كيف أصلّي بهم؟ فقال: «صلّ بهم كصلاة أضعفهم، و كن بالمؤمنين رحيما».
«و هرگاه ايستادى در امامت نماز از جهت مردم، مباش نفرتدهنده و رماننده مردم از نماز به سبب طول دادن، و مباش ضايعكننده نماز به سبب عدم مراعات حقوق واجبه.
پس، به درستى كه در ميانه مردم كسى هست كه او را علّتى هست و كسى هست كه او را كارى و حاجتى هست. و بتحقيق كه من پرسيدم از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله در وقتى كه مرا متوجّه يمن ساخت كه، چگونه امامت مردمان كنم در نماز؟ فرمود كه، نماز كن به امامت، مانند نماز ضعيفترين ايشان و باش به مردمان مهربان.»
«و أمّا بعد، فلا تطوّلنّ احتجابك عن رعيّتك، فإنّ احتجاب الولاة عن الرّعيّة شعبة من الضّيق، و قلّة علم بالأمور؛ و الاحتجاب منهم يقطع عنهم علم ما احتجبوا دونه فيصغر عندهم الكبير، و يعظم الصّغير، و يقبح الحسن، و يحسن القبيح، و يشاب الحقّ بالباطل. و إنّما الوالي بشر لا يعرف ما توارى عنه النّاس به من الأمور، و ليست على الحقّ سمات تعرف بها ضروب الصّدق من الكذب، و إنّما أنت أحد رجلين: إمّا امرؤ سخت نفسك بالبذل في الحقّ، ففيم احتجابك من واجب حقّ تعطيه، أو فعل كريم تسديه! أو مبتلى بالمنع، فما أسرع كفّ النّاس عن مسئلتك إذا أيسوا من بذلك! مع أنّ أكثر حاجات النّاس إليك ممّا لا مؤونة فيه عليك، من شكاة مظلمة، أو طلب إنصاف في معاملة.»
«و امّا بعد از اين نصايح، بدان كه بايد كه دراز نگردد پنهان بودن تو و در حجاب بودن
[١] - چاپ صبحى صالح:« للنّاس».