روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٩٦ - فصل دوم در فضيلت علم و عقل و بيان علو مرتبه علما و عقلا
تو مىدانى كه خاك چه مىگويد.» ميكائيل بدان امر مأمور شد و به انواع شفاعت و ضراعت[١] زمين بازگشت. و معامله اسرافيل نيز به اين دستور گذشت. نوبت به عزراييل رسيد. التفاتى به ضراعت و شفاعت خاك نكرده، قبضهاى از خاك زمين برداشته، به روايتى ميان مكّه و طايف بريخت. آنگاه، چهل صباح، كه به قولى چهل هزار سال است، حضرت عزّت به يد قدرت خود تخمير آن نطفه صلب قضا نموده، او را در اطوار متنوّعه و تقلّبات مختلفه بگردانيد. و به قولى قطعهاى از سحاب پاك بر آن قبضه خاك بداشت.
آن ابر به فرمان ايزدى سى و نه صباح از بحر اندوه و تعب و يك روز از درياى شادى و طرب بر آن خاك باريد.
مجملا، خلقت حضرت آدم ٧ صورت اتمام يافته، خلعت خلافت بر قامت با استقامت او راست آمد و او را قابليّت تعلّم علوم ربّانى و معارف لدنّى حاصل شد. حقّ- جلّ و علا- به او تعليم اسماء نمود كه وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها[٢] يعنى: «تعليم كرد خداى عز و جلّ به آدم ٧ اسماء را.» و مراد به اسماء، اسماء جميع خلقان است كه تا آخر الزّمان مخلوق شوند، يا اسماء ملائكه است يا لغات و السنه مختلفه است يا خواصّ موجودات است. و چون جواب سابق از شبهه ملائكه مجمل بود، خداى عز و جلّ خواست كه ملائكه را به جوابى شافى تشفّى و اطمينان تمام حاصل گردد. پس از آنكه تعليم حضرت آدم ٧ نمود عرض اشخاص مسمّيات كرد بر ملائكه ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ[٣] يعنى:
«پس از آن عرض كرد مسمّيات را بر ملائكه.» فَقالَ: أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ[٤] يعنى: «پس، گفت خداى عز و جلّ كه، خبر دهيد مرا به نامهاى اينها كه عرض شده اگر هستيد راستگو در دعوى ترجيح بر حضرت آدم ٧.» چه فضيلت و رجحان و مزيّت به علم است كه منبع كمالات و سرچشمه جويهاست، و صفت خالق است. و به مجرّد تسبيح و تقديس و اطاعت، كه از صفات مخلوق است، هرگاه از مرتبه كمال علم خالى باشد، رجحانى كه باعث استحقاق خلافت گردد بههم نمىرسد.
قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا[٥] گفتند: «الهى! تنزيه مىكنيم تو را از همه
[١] - فروتنى، خوارى.
[٢] - بقره: ٣١.
[٣] - همان.
[٤] - همان.
[٥] - بقره: ٣٢.