روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٩٧ - فصل ششم در آداب و تدبير منجمان و مهندسان و ارباب علوم تعليميه كه آن را علوم رياضيه خوانند
اشياء قبل از وقوع مركوز[١] است و از اطّلاع بر امور آينده، نفس را لذّت تمام حاصل مىشود.
ديگر، هرگاه از روى نجوم اطّلاع بر حصول بعضى مضرّتها در زمان آينده حاصل شود، تدارك و تدبير آن مىتوان كرد. مثلا اگر معلوم كسى شود كه در اين زمان، در فلان مكان وبا حاصل مىشود؛ احتراز از رفتن به آن مكان خواهد كرد؛ و اگر معلوم شود كه در اين سال، سرماى شديد خواهد بود، تدارك چيزى چند كه دفع سرما كند خواهد كرد؛ و اگر معلوم شخصى شود كه بر مزاج او حرارت غالب خواهد شد، در تدبير تبريد خواهد كوشيد؛ و اگر معلوم شود كه از فلان جانب، لشكر مخالف حركت خواهد كرد، در ضبط سرحدّ و حدود آن جانب خواهد كوشيد.
ديگر، هرگاه از روى نجوم، از اوضاع كلّى با خصوصيّات طالعهاى مولود، اطّلاع بر خصوصيّات احوال دشمنان و مخالفان بههم رسد منفعتهاى كلّى دارد، چه هيچچيز در تدبير امور دشمنان مانند علم و اطّلاع بر خصوصيّات احوال و اوضاع ايشان نيست.
ديگر از فوايد علم نجوم، تعيين ساعات است از جهت اختيار كردن كارها، چه وضعى چند از اوضاع فلكى مناسبت با كارها دارد كه چون كار بر آن وضع بشود، مثمر فوايد خواهد بود؛ و اگر بر غير آن وضع شود، بد خواهد بود. پس، دانستن نجوم از اين راه نافع است و لهذا اكثر علما و ملوك و مشاهير و اعيان عالم علم نجوم را معتبر دانستهاند و احاديث بسيار بر صحّت آن دلالت دارد، و از اين جهت است كه از قديم الايّام الى الآن، اكثر طوايف عالم سخنان منجّمان را مسموع مىداشتهاند[٢].
پس، بر ملك لازم است كه او را منجّمان باشد كه جهت مهمّات و امور او اختيار ساعات مىكرده باشند و از وقايع آينده به حسب وسع و فهم خود اخبار مىنموده باشند، و ضبط تواريخ و حساب شب و روز و اخبار از كسوف و خسوف و امثال آنكه از
[١] - جاى گرفته.
[٢] - ابن خلدون در ابطال صناعت نجوم و فنّ پيشگويى و مفاسد آن بحث مشبعى دارد، و با اتكاء به عقل و نقل تنجيم را ناپسند و حرام مىشمارد و معتقد است ورود اين فنّ به عالم اسلام از طريق يهودان نومسلمان در صدر اسلام آغاز شده است، و به استناد آيات و احاديث صحيح اذعان مىدارد تنجيم در شريعت مورد نكوهش واقع شده است. ر ك: ابن خلدون، مقدمه، صص ٣٣٠ تا ٣٤٢ و ٥١٩ تا ٥٢٤.