روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ١٣ - مقدمه مصحح
سعادت انسان و برآوردن منظور بزرگ حيات- يعنى، رفع نياز بشرى در جهت استكمال- شعار آنان بوده است. اين نكته نيز قابل تأمل است كه پيغمبران الهى مصمّم بودهاند اين هدف را در جامعه تحقّق بخشند، فلذا بعث و ارسال آنان اغلب به سوى جامعهها بوده است، نه به سوى افراد؛[١] و به همين منظور، دين به عنوان يك برنامه صحيح و مطلوب زندگى آدمى، كه جميع ابعاد و وجوه حيات فرد و جامعه را فرامىگيرد و همه نهادهاى اجتماعى را در خود مىگنجاند و بر آنها اشراف و تسلّط دارد، ارائه مىگردد.
همه كوششهايى كه پيامبران براى برهم زدن نظامهاى ضد الهى و برپا داشتن نظامى الهى و جارى ساختن تعاليمشان به خرج دادهاند، نشان از وجه و شأن عملگرايى داشته است. حكم منطقى براى برآوردن چنين منظورى، داشتن قدرت و سيستم سياسى و دستگاه و نظام رهبرى مناسب است. اشارهاى كه مونتكمرىوات در كتاب انديشه سياسى در اسلام به اين موضوع مىكند، مشعر بر اين است كه در ذات و كنه آموزههاى دينى رسولان الهى با سياست پيوندى بوده است. وى گويد:
«در سراسر تاريخ انسانى، مذهب به نحو نزديكى در كلّ زندگى انسان، و نه فقط در سياست، دخالت داشته است. حتّى تعاليم خاصّ مذهبى عيسى- آنچنانكه معمولا مورد توجّه قرار مىگيرد- بدون در نظر گرفتن رابطه سياسى آن بىمعنى است.»[٢]
در آيين كليمى نيز وضع به اين منوال است و بر الهى بودن قوانين تأكيد مىشود. پايه حقوق يهود، الواح دهگانه موسى است و كليميان موسى را به عنوان نماينده يهوه و مجازات و كيفر را از جانب او مىدانند.[٣]
اسلام، كه از سوى معتقدينش به عنوان آخرين و كاملترين دين آسمانى و داراى دستوراتى درباره همه اعمال انسانى از جزئىترين تا كلّىترين و از فردىترين تا
[١] -« وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ»،« هر امتى را پيامبرى بود».( يونس: ٤٧).
[٢] -
Watt, W. Montgomery, Islamic political Thought, Edinburg, ٦٨٩١, p. ٦٢.
به نقل از: جعفرى، تشيع در مسير تاريخ، ترجمه آيت اللهى، صص ١٥ و ١٦.
[٣] - تاريخ فلسفه سياسى، ج ١، ص ١٤.