روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٣٠ - باب پنجم از قسم دوم در ترجمه عهدى كه حضرت امير المؤمنين - صلوات الله عليه - جهت مالك اشتر نخعى نوشته بودند در وقتى كه او را والى مصر ساخته بودند
«و ليكن أبعد رعيّتك منك، و أشنأهم عندك، أطلبهم لمعائب النّاس؛ فإنّ فى النّاس عيوبا، الوالي أحقّ من سترها، فلا تكشفنّ عمّا غاب عنك منها، فإنّما عليك تطهير ما ظهر لك، و اللّه يحكم على ما غاب عنك، فاستر العورة ما استطعت يستر اللّه منك ما تحبّ ستره من رعيّتك.»
«و بايد كه بوده باشد دورترين رعيّت از تو و دشمنترين ايشان نزد تو طلبكنندهترين ايشان عيبهاى مردم را. پس، به درستى كه در ميان مردم عيبهاست كه والى سزاوارتر است به پوشانيدن آن عيوب. پس، كشف مكن و آشكار مساز آن چيزى را كه غايب است از تو از آن عيبها؛ چه نيست بر تو، مگر تطهير و اصلاح آنچه ظاهر شد بر تو از آن عيوب و خداى عز و جلّ دون ديگرى حكم مىكند به آنچه غايب است و مستور است. يعنى، هر گناهى كه بر والى ثابت شد بايد كه حدّ و تعزيرى كه متعلّق به آن است استعمال كند [٢٠٧ ب] و از تفحّص و تجسّس احتراز كند. پس، بپوشان زشتى و بدى را تا بپوشاند خداى عز و جلّ از تو آنچه دوست مىدارى پوشيده بودن آن را از رعيّت.»
«أطلق عن النّاس عقدة كلّ حقد، و اقطع عنك سبب كلّ وتر، و تغاب عن كلّ مأ لا يضح لك، و لا تعجلنّ إلى تصديق ساع، فإنّ السّاعى غاشّ، و إن تشبّه بالنّاصحين.»
«بگشاى از مردمان گره هر كينه را. يعنى، دل خود را از كينه خلق پاك كن يا دلهاى مردم را از كينه پاك كن به آنكه ايشان را بر مودّت دارى و اصلاح ذات بين كنى. و قطع كن از خود سبب هر انتقام را و تغافل كن از هرچيزى كه نزد تو به صحّت نرسيده باشد و برهان آن واضح نگرديده باشد. و تعجيل مكن به تصديق قول غمّاز كه سعى مىكند و به شتاب مىرود نزد حكّام جهت بدگويى مردم. پس، به درستى كه ساعى خالص نيست و غشّ دارد در دل و اگرچه خود را شبيه به ناصحان بازنمايد.»
«و لا تدخلنّ في مشورتك بخيلا يعدل بك عن الفضل، و يعدك الفقر، و لا جبانا يضعفك عن الأمور، و لا حريصا يزيّن لك الشّره بالجور، فإنّ البخل و الجبن و الحرص غرائز شتّى يجمعها سوء الظّنّ باللّه.»
«داخل مساز در مشورت خود بخيل را كه مىگرداند تو را از فضل و احسان، و وعده