روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٧٨ - فصل هشتم در فضيلت شجاعت
حيل و خدعهها بايد كرد كه خدعه در حرب محظور و مكروه نيست، بلكه مقبول و مستحسن است. ديگر، ممارست حرب كرده باشد و صاحب تجارب شده كه فوايد تجربه بسيار است.
شرط هشتم آن است كه چون كسى در اثناى حرب به مبارزتى و شجاعتى از اقران و امثال ممتاز گردد، در عطا و ثنا و حمد او ببايد افزود، تا ديگران را نيز ميل هوادارى و جانسپارى شود.
نهم، در روز حرب از غفلت دور بايد بود كه بسيار بوده كه ظفر نزديك رسيده تا يك نفس غافل شدهاند كار دگرگون شده. و اگر خصم هزيمت نمايد، در پى ايشان نبايد رفت و از عقب ايشان نبايد فرستاد كه چندين واقع شده كه از آن لشكر بازگشتهاند و آن فرستادگان را زدهاند و قوّت يافته كه لشكر غالب را مغلوب ساختهاند.
دهم، و اگر كسى به حرب تو مىآيد و تو درصدد دفع اويى از دو بيرون نيست: يا طاقت و مقاومت او دارى، يا نى؟ اگر هست، اولى آن است كه به هر نوع از انواع، ابتدا به تدبيرى كه ممكن باشد او را از مقام دشمنى بايد گذرانيد و اگر اين صورت دست ندهد، شرايط حرب، چنانكه مذكور شد، رعايت بايد نمود. و اگر طاقت مقاومت نيست، جاسوس و ديدهبان در كار بايد كرد و در محافظت راهها و بندها و استحكام قلعهها و ذخيره نهادن تقصير نبايد نمود. و در طلب صلح بذل اموال و استعمال حيل و مكايد ضرور است و اگر دشمن صلح كند، از صلح ابا نبايد نمود. و اصلا ستيزه و لجاج پيش نبايد گرفت، چه [٩٦ آ] لجاج مذموم است و طالب صلح به آخر منصور و مظفّر گردد.»
اسكندر اين سخنان را دستور العمل خود ساخته، بناى جنگ و صلح بر اين نهاد.
و چون حضرت مقدّس امام المتّقين و امير المؤمنين- غالب كلّ غالب- على بن ابى طالب ٧ به اتّفاق خلق سرور شجاعان عالم و مقتداى پردلان بنى آدم است، اشاره اجماليه به ذكر شجاعت آن حضرت نموده، اختتام فصل شجاعت به اين مىشود و اين را زينت اين كتاب مىگرداند:
حروبى كه در زمان حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله واقع شده در همه اثر مردانگى آن حضرت كمال ظهور داشته و آثار فتح و ظفر همهجا از تأثير شمشير آن حضرت بوده و اعلاى