روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٣ - فصل اول در بيان احتياج آدميان در زندگانى كردن به پادشاهان
حيوانات مىكنند و تأثيرات كه آب و زمين و هوا و بادها و بارانها مىكنند[١] و تأثيرات كه گردش آسمان و تابش آفتاب و عكس شعاع كواكب و انتقالات سپهر و مهر و اختلاف فصول مىكنند. و اين همه مخلوقات خداى- عزّ و جلّند- خالقى كه چندين تدبير و حكمت در تحصيل قوت مخلوقى كرده و چندين شفقت و ملاطفت و مهربانى در حقّ او بجا آورد، آن مخلوق از همه غافل مخالفت آن خالق مىكند و علم طغيان و عصيان مىافرازد.
|
ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند |
تا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى |
|
|
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار |
شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى |
|
[٦ آ] و از سخنان گذشته معلوم شد كه به فعل يك كس تحصيل قوت و غذاى انسانى ميسّر نمىشود، بلكه جمعى كثير بايد كه هريك معاونت يكديگر نمايند و هركدام به شغلى مشغول باشند تا امر غذا صورت يابد. و همچنين است حكم در باب لباس و مسكن. پس، يك شخص و دو شخص اگر در مكانى تنهايى[٢] باشند، تعيّش نتوانند كرد.
چه اگر يك شخص خواهد كه به تدبير غذا و لباس و مسكن خود مشغول شود، تا اوّل ادوات آهنگرى و درودگرى و غير ذلك بهدست آرد، آنگاه بدان آلات و ادوات زراعت و درو و آرد كردن و خمير كردن و نان پختن، و پنبه تحصيل كردن و ريستن و بافتن و دوختن و ساير عملها، كه آدمى را در امر معاش ضرور است، بتنهايى بكند روزگار او به بعضى از اين شغلها وفا نكند. و اگر بالفرض وفا كند، اتمام آن كارها مدّت مديدى خواهد؛ در آن مدّت بىغذا و لباس چگونه زندگانى تواند كرد؟
پس، معلوم شد كه آدمى به تنهايى زندگانى نتواند كرد، بلكه بايد كه جمعى كثير در مكانى مجتمع باشند و هريك به شغلى مشغول؛ يكى آهنگرى كند و يكى برزگرى و يكى خبّازى و يكى نسّاجى و يكى خيّاطى و يكى بنّايى. و هريك از عمل خود آنچه بيش از قدر حاجت تحصيل كرده باشد بفروشد و از قيمت آن از اعمالى كه به آن احتياج دارد از ديگران بخرد، بر قانون حقّ و عدالت، تا كار معاش انتظام يابد.
[١] - اصل:« مىكند». اينجا برابر نسخه مر آمد.
[٢] - مج،« مكان تنهايى».