روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٢٨ - باب پنجم از قسم دوم در ترجمه عهدى كه حضرت امير المؤمنين - صلوات الله عليه - جهت مالك اشتر نخعى نوشته بودند در وقتى كه او را والى مصر ساخته بودند
«و بپرهيز از بيزارى كردن با خداى عز و جلّ در عظمت، و تشبّه به او نمودن در جبروت و كبر. پس، به درستى كه خداى عز و جلّ ذليل مىسازد هر جبّارى را، و خوار مىگرداند هر متكبّرى را.»
«أنصف اللّه و أنصف النّاس من نفسك، و من خاصّة أهلك، و من لك فيه هوى من رعيّتك، فإنّك إلّا تفعل تظلم! و من ظلم عباد اللّه كان اللّه خصمه دون عباده، و من خاصمه اللّه أدحض حجّته، و كان للّه حربا حتّى ينزع و[١] يتوب. و ليس شيء أدعى إلى تغيير نعمة اللّه و تعجيل نقمته من إقامة على ظلم، فإنّ اللّه سميع دعوة المظلومين[٢]، و هو للظّالمين بالمرصاد.»
«انصاف ده خداى را، و انصاف ده مردمان را از نفس خود- يعنى، حقّى كه خداى عز و جلّ بر نفس تو دارد بده، و حقّى كه مردمان بر نفس تو دارند بده- و انصاف ده ايشان را از خاصّه اهلبيت و از آن كسانى كه تو را به ايشان ميلى هست از رعيّت- يعنى، داد مردم را از ايشان بستان- پس، به درستى كه اگر چنين نكنى كه گفته شد، ستمكار خواهى بود؛ و هركه ظلم كند بر بندگان خداى- خواهد بود خداى عز و جلّ خصم او و دون عباد او. و هركه خداى با او مخاصمت كند، باطل كند حجّت او را، و خواهد بود آنكس را خداى دشمن و محارب تا وقتى كه برگردد و توبه كند. و هيچچيز دعوتكنندهتر نيست به تغيير نعمت الهى و تعجيل عذاب و انتقام او از اقامت و ايستادگى بر ظلم؛ پس، به درستى كه خدا [٢٠٧ آ] شنونده دعاى مظلومان است و خداى عز و جلّ نسبت به ستمكاران بر گذرگاه است- يعنى، دانا و آگاه به حال ايشان است و مترصّد مكافات و جزا دادن ايشان.»
«و ليكن أحبّ الأمور إليك أوسطها في الحقّ، و أعمّها في العدل، و أجمعها لرضى الرّعيّة، فإنّ سخط العامّة يجحف برضى الخاصّة، و إنّ سخط الخاصّة يغتفر مع رضى العامّة. و ليس أحد من الرّعيّة أثقل على الوالي مؤونة في الرّخاء، و أقلّ معونة له في البلاء، و أكره للإنصاف، و أسأل بالإلحاف، و أقلّ شكرا عند الإعطاء، و أبطأ عذرا عند المنع، و أضعف صبرا عند
[١] - شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ص ٣٤:« أو».
[٢] - همان و چاپ فيض الاسلام، ص ٩٩٦:« المضطهدين.»