روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ١١٠ - باب اول از قسم اول در ذكر بعضى مواعظ سودمند و تنبيه بر تغير و فساد و انقلاب دنيا، و بيان آنكه سبب آمدن آدمى به اين جهان چيست
شد در حالى كه گردن نهاده است آسان و نرم و او را نافرمانى نيست. دست و پا و هر عضو او را به هرجانب كه مىكشى مضايقت و ممانعتى ندارد؛ «ثمّ القى على الاعواد» پس، انداخته شد بر چوبها- يعنى تابوت؛ «رجيع وصب» مانند شتر تردّدكننده در سفرها كه قرين رنج و عنا[١] است؛ «و نضو سقم» و همچو شتر لاغر بيمارى؛ «تحمله حفدة الولدان و حشدة الإخوان» برمىدارند او را فرزندان [٢٠ آ] شتابنده يارىدهنده و برادران جمع شده؛ «الى دار غربته» به سراى غربت او؛ «و منقطع زورته» و جاى قطع شدن ديدن و زيارت او؛ «حتّى اذا انصرف المشيّع»[٢] تا آنكه چون بازگردد كسى كه به تشييع جنازه او رفته بود؛ «و رجع المتفجّع» و بازگردد آن مردى كه اندوه و غمخورنده بود بر آن ميّت. يعنى، چون او را در قبر نهند و بازگردند. «أقعد فى حفرته نجيّا لبهتة السّؤال» نشانده مىشود در سوراخ قبر خود راز گوينده، از حيرانى و بيهوشى كه او را عارض شده از هول سؤال منكر و نكير؛ «و عثرة الامتحان» و به سبب لغزيدن و به سر در آمدن او در آزمايشى كه كنند او را فرشتگان در سؤال از اعتقادات؛ «و اعظم ما هنالك بليّة نزل[٣] الحميم و تصلية الجحيم و فورات السّعير»[٤] و بزرگترين آنچه در آنجاست از روى محنت و مشقت ماحضر و پيشكش آب گرم جوشان جهنّم و درآوردن اوست در آتش سوزان دوزخ و جوشهاى آتش افروخته سوزاننده؛ «لافترة مريحة» يعنى، كافر و عاصى كه به عذاب دوزخ مبتلا شد در آنجا فتورى و سستى در عذاب [ن] مىشود كه او را راحتدهنده باشد. يعنى، او را دمى راحت از عذاب نيست؛ «و لا دعة مزيحة» و نه آراميدنى كه زايلكننده عذاب باشد، «و لا قوّة حاجزة» و نه قوّتى كه مانع باشد از عقوبت؛ «و لا موتة ناجزة» و نه مرگى كه به تعجيل درآيد تا او را از آن عذابها خلاصى حاصل شود؛ «و لا سنة مسلّية» و نه خوابى اندك كه اندوهبرنده و تسلىدهنده باشد.
[١] - زحمت و مشقت.
[٢] - در شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد قبل از عبارت« حتّى اذا انصرف المشيع» آمده:« و مفرد وحشته».
[٣] - ابن ابى الحديد هم« نزل» و هم« نزول» را به كار برده است. استعمال نزل به نظر ارجح مىآيد، چون كلام ملهم از آيه ٩٣ سوره واقعه است كه چنين گويد:« فنزل من حميم و تصلية جحيم».
[٤] - در نهج البلاغه، چاپ فيض الاسلام بعد از« و فوزات السّعير» آمده است:« و سورات الزّفير.»