روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٠ - نظريه شريعتمداران و فقيهان
عمدهترين اختلاف ميان گروه اقليت- شيعيان- و اكثريت مسلمانان- سنّيان- بود.
دسته اول معتقد بودند همان ملاحظات عقلانى كه ارسال رسل و انبياء را ايجاب كرده بود، ايجاب مىكند كه در غياب آنان رهبران معصومى براى سرپرستى يا ولايت پيروان آنها تعيين گردد،[١] و در پاسخ به انتقادهاى كسانى كه از اصل انتخابى بودن جانشينان پيامبر دفاع مىكردند چنين احتجاج مىكردند كه مسئله رهبرى امت، حياتىتر از آن است كه به رأى و نظر افراد عادى، كه ممكن است شخص ناصالحى را براى اين مقام برگزينند، وانهاده شود و اين با هدف الهى از تنزيل كتاب و ارسال پيامبر تعارض داشت.[٢]
از نظر شيعه، امام و پيشواى دينى از سه جهت ممكن است مورد توجه قرار گيرد: از جهت حكومت اسلامى، از جهت بيان معارف و احكام اسلام، و از جهت رهبرى و ارشاد حيات معنوى و به دليل نيازهاى جامعه اسلامى پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله امام را به امر خدا تعيين كرده است.[٣] شيعه صفات خاصى را براى احراز مقام امامت برمىشمارد كه از اهمّ آن يكى عصمت است و اينكه هيچكس علم به عصمت ندارد جز خدا و يا كسى كه خدا او را آگاه سازد. ديگر آنكه شيعيان به امامت فردى از خاندان هاشمى و از نسل على ٧ معتقدند و گويند حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله به نصّ على ٧ را به خلافت خود تعيين كرده است.[٤]
تكمله بحث شيعه راجع به امامت، همانا توجيه مقام علما يا مجتهدين در جامعه اسلامى در غياب ائمه است. اگر ائمه عهدهدار وظيفه ارشاد مسلمانان پس از پايان دوره وحىاند، علما و مجتهدين مسؤول وظيفه ارشاد مسلمانان پس از آغاز دوره غيبت امام هستند.[٥] براساس بحثى كه قبلا در ارتباط علم و عمل در اسلام طرح گرديد، برخى از متفكّران جز رهبرى فكرى مسلمين براى فقها، كاركرد رهبرى و امامت را نيز براى آنان
[١] - همان، ص ٢١.
[٢] - همان، ص ٢٢؛ شيعه در اسلام، صص ٢٣٢ و ٢٣٣.
[٣] - شيعه در اسلام، صص ٢٣٢ و ٢٣٣.
[٤] - نك: كشف المراد، صص ٥١٣ و ٥١٥ به بعد.
[٥] - انديشه سياسى در اسلام معاصر، صص ٢٢ و ٢٣.