روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ١٦٧ - حكايت سوم در باب كيفيت توبه نواب فردوس مكان عليين آشيان شاه طهماسب الحسينى الموسوى الصفوى - انار الله تعالى برهانه
اگر گريه همه را با گريه حضرت آدم ٧ نسبت دهند، گريه حضرت آدم ٧ بيشتر باشد.
گفتهاند چون حضرت آدم ٧ به دنيا آمد، دويست سال مىگريست و چهل روز طعام و شراب نخورد و صد سال با حوّا خلوت نكرد و دعا كلماتى بود كه تلقّى نمود.
در اخبار اهل بيت عليهم السّلام چنين آورده كه، چون خداى تعالى آدم را بيافريد بنشست؛ او را عطسهاى شد. خداى تعالى او را ملهم ساخت كه گفت: «الحمد للّه». خداى تعالى او را گفت: «يرحمك اللّه و لذلك خلقك». خداى بر تو رحمت كناد و تو را از جهت رحمت آفريده. حضرت آدم بر ساق عرش نگريست. شبحها و مثالها از نور ديد؛ بر صورت خود نام هريك بر بالاى سر او نوشته: محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين.
حضرت آدم گفت: «بار خدايا! پيش از من بر صورت من خلقى آفريدى؟» فرمود: «نه».
گفت: «اينان كيستند؟» فرمود كه، «فرزندان تواند و اگرنه ايشان بودندى، تو را نمىآفريدم.» گفت: «بار خدايا! گرامى بندگانند بر تو». گفت: «اى آدم! اين نامها ياد گير تا در وقت درماندگى مرا به اين نامها بخوانى، تا به فريادت رسم». آدم آن نامها ياد گرفت. چون آن ترك مندوب[١] كرد و خواست از آن توبه كند و مثل آن ثواب فوت شده دريابد، به حقّ ايشان دعا كرده طلب توبه نمود، و بعد از جريان آن كلمات، جبرئيل ٧ نازل شده مژده عفو و غفران رسانيد.
حكايت سوم در باب كيفيّت توبه نوّاب فردوس مكان علّيّين آشيان شاه طهماسب الحسينىّ الموسوىّ الصّفوىّ- انار اللّه تعالى برهانه.
كيفيّت آن بر وجهى كه صدر جهان طبسى، در كتابى كه جهت بعضى سلاطين قطب شاهيه[٢] نوشته بر اين وجه است كه در تاريخ سنه اربعين و تسعمايه، كه آن پادشاه به
[١] - انتخاب شده.
[٢] - سلسلهاى كه در گلكنده هند ميان سالهاى ٩١٨ تا ١٠٩٨ ق. حكومت مىكردند. مؤسّس اين سلسله، سردار تركى بود از نسل تركمانان قراقويونلو، به نام سلطان قلى قطب الملك كه محمود شاه بهمنى او را به حكمرانى تلينگانه نصب كرده بود. بوسورث، كليفورد ادموند، سلسلههاى اسلامى، ترجمه فريدون بدرهاى، صص ٣٠٠ و ٣٠١.