روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٠٦ - فصل دوم در تدبير خزاين و اموال و تقدير معاش و اخراجات و ترك اسراف و تبذير، و تعديل احوال سپاهى و عمال و رعايا در اين ابواب
سيربا[١] و نهر حوير[٢] و نهر ملك[٣]، و امر كرد مرا كه بر هر جريب زرع غليظ يك درهم و نيم حواله نمايم، و بر هر جريب زرع وسط يك درهم، و بر هريك جريب زرع رقيق دو ثلث درهم، و بر هر جريب درخت انگور ده درهم، و بر هر جريب نخل ده درهم، و بر هر جريب باغها كه نخل و درخت انگور داشته باشد ده درهم.» و كيفيت جزيه[٤] را نيز نقل نموده مىگويد: «آنچه جمع كردم از مال آن چهار موضع در سالى هژده هزارهزار درهم شد.»
و نقل شده كه در زمان حجّاج چون ظلم بسيار شد، ارتفاع كل ارض سواد به هژده هزارهزار درهم[٥] رسيد. و در ايّام خلافت عمر بن عبد العزيز چون در عدالت مىكوشيد، سال اول ارتفاع ارض سواد سىهزارهزار درهم شد و در سال دوم شصت هزارهزار درهم شد و مىگفت كه، «اگر يك سال ديگر بمانم، خراج را به حال اوّل خواهم رسانيد.» نه آن بود كه بر قدرى كه مىگرفتند چيزى افزود، و ليكن معمورى زياد مىشد.
مجملا، وفور مداخل و اموال سلطانى ازآبادانى و معمورى مواضع ملك است و آنچه از هبات و صلات و عطاياى خلفا و ملوك سابق و وزرا و خواصّ ايشان، چون آل برمك و غيرهم، در كتب مذكور است و بر السنه مشهور و [در] كتب تواريخ شرح آن مشحون است بنابر وفور معمورى وآبادانى ولايات بوده. چون ظلم بسيار شد و واليان
[١] - در اصل همينگونه آمده و مأخذ براى معرفى يافت نشد. ياقوت از نهر سورا، كه از اعمال كوفه بوده، و نهر جوبره، كه در بصره است ياد كرده و ضبط نام آنها به آنچه در متن كتاب آمده نزديك است. مىتوان با احتمال نهر سورا را همان نهر سيربا دانست، چون موضع هردو در يك منطقه است، ولى نهر جوبره را به دليل نداشتن همين شرايط نمىتوان بر آنچه در متن آمده انطباق داد. نك: همان، ج ٥، صص ٣١٩ و ٣٢١.
[٢] - در اصل همينگونه آمده و مأخذ براى معرفى يافت نشد. ياقوت از نهر سورا، كه از اعمال كوفه بوده، و نهر جوبره، كه در بصره است ياد كرده و ضبط نام آنها به آنچه در متن كتاب آمده نزديك است. مىتوان با احتمال نهر سورا را همان نهر سيربا دانست، چون موضع هردو در يك منطقه است، ولى نهر جوبره را به دليل نداشتن همين شرايط نمىتوان بر آنچه در متن آمده انطباق داد. نك: همان، ج ٥، صص ٣١٩ و ٣٢١.
[٣] - كورهاى بزرگ در منطقهاى كه بغداد در آن واقع بود و در وراى نهر عيسى كه مشتمل بر سيصد و شصت روستا- به تعداد روزهاى- سال بوده. گفته شده اول كسى كه آن را حفر كرده سليمان بن داوود( ع) بوده است. همان، ص ٣٢٤.
[٤] - مبلغ معيّنى كه از اهل ذمّه دريافت مىشده و در قرآن، سوره توبه، آيه ٢٩« قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ». با قبول اسلام، جزيه ساقط مىشو. نك: النّظم الاسلاميه، صص ٣٦٢ تا ٣٦٥.
[٥] - اين رقم با نوشته ابو يعلى در احكام السلطانيه، ص ١٩٩ مطابقت دارد؛ ولى در احكام السلطانيه ماوردى، ص ١٥٧، درآمد سواد ٠٠٠/ ٠٠٠/ ١١٨ درهم آمده است. به نقل از: اجتهادى، بررسى وضع مالى و ماليه مسلمين، ص ٢٣٩.