روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٤٢ - باب پنجم از قسم دوم در ترجمه عهدى كه حضرت امير المؤمنين - صلوات الله عليه - جهت مالك اشتر نخعى نوشته بودند در وقتى كه او را والى مصر ساخته بودند
تعالى لقوم أحبّ إرشادهم: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا! أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ، فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ.[١] و الرّدّ[٢] إلى اللّه، الأخذ بمحكم كتابه، و الرّدّ إلى الرّسول، الأخذ بسنّته الجامعة غير المفرّقة.»
«و بازگردان به سوى خداى و رسول او آنچه گرانبار سازد تو را از كارهاى مشكل، و مشتبه گردد بر تو از كارها. پس، بتحقيق كه خداى عز و جلّ فرمود از جهت قومى كه دوست داشت راهنمايى ايشان را: خ اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد! فرمان بريد خدا را و پيغمبر او را و صاحبان امر را- يعنى، حاكمان و واليان به حقّ را كه امامان عادل و نايبان ايشانند- پس، اگر خلاف و نزاع كنند در چيزى و مشتبه شود حكم آن بر شما، پس بازگردانيد آن را به سوى خدا و پيغمبر او. خ پس، روكردن [به] خدا، فراگرفتن محكم كتاب اوست- يعنى، آنچه در قرآن واضح باشد- و روكردن به سوى پيغمبر اخذ است و فراگرفتن سنّت جامعه آن حضرت كه جمعكننده و الفتدهنده خلق است بر طاعت الهى و فرمانبردارى او، و افتراقدهنده نيست.»
«ثمّ اختر [٢١٠ ب] للحكم بين النّاس أفضل رعيّتك في نفسك، ممّن لا تضيق به الأمور، و لا تمحّكه الخصوم، و لا يتمادى في الزّلّة، و لا يحصر من الفيء إلى الحقّ إذا عرفه، و لا تشرف نفسه على طمع، و لا يكتفي بأدنى فهم دون أقصاه؛ و أوقفهم في الشّبهات، و آخذهم بالحجج، و أقلّهم تبرّما بمراجعة الخصم، و أصبرهم على تكشيف[٣] الأمور؛ و أصرمهم عند اتّضاح الحكم، ممّن لا يزدهيه إطراء، و لا يستميله إغراء، و أولئك قليل.»
در اين فقرات، حضرت بيان شرايطى نموده كه در قضات و حكمكنندگان ميانه خلق معتبر است. فرموده: «پس از آن، اختيار كن از جهت حكم كردن و قضا نمودن در ميان مردم افضل رعيّت در نفس و اعتقاد تو، چنان كسى كه تنگ نشود به سبب او كارهاى مردم- يعنى، كارها را بر مردم تنگ نسازد- و غالب نشوند بر او دشمنان به لجاج و طغيان؛ و متمادى نباشد در لغزيدن- يعنى، غلط و لغزش بسيار ننمايد- و درنماند از
[١] - نساء: ٥٩.
[٢] - ديگر نسخ:« فالرّدّ»
[٣] - در ديگر نسخ« تكشّف» ضبط شده است.