روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٤٠ - باب پنجم از قسم دوم در ترجمه عهدى كه حضرت امير المؤمنين - صلوات الله عليه - جهت مالك اشتر نخعى نوشته بودند در وقتى كه او را والى مصر ساخته بودند
لطف امور ايشان را به جهت اعتماد كردن بر تفقّد عظيم از امور ايشان. يعنى، هرگاه تفقّد كلّيات و معظمات امور ايشان بكنى، چنان نكنى كه بر آن اعتماد كرده ترك تفقّد و مراعات جزئيات امور ايشان كنى كه به درستى كه يسير و اندك از لطف تو را موضعى است كه منتفع مىشوند به آن، و جسيم و بزرگ لطف تو را موقعى است كه مستغنى و بىنياز نيستند از آن.»
«و ليكن آثر روؤس جندك عندك من واساهم في معونته، و أفضل عليهم من جدته، بما يسعهم و يسع من وراءهم من خلوف أهليهم، حتّى يكون همّهم همّا واحدا في جهاد العدوّ؛ فإنّ عطفك عليهم يعطف قلوبهم عليك، [و إنّ أفضل قرّة عين الولاة استقامة العدل في البلاد، و ظهور مودّة الرّعيّة. و إنّه لا تظهر مودّتهم إلّا بسلامة صدورهم،][١] و لا تصحّ نصيحتهم إلّا بحيطتهم على ولاة الأمور، و قلّة استثقال دولهم، و ترك استبطاء انقطاع مدّتهم.»
«و بايد كه برگزيدهترين رؤسا و سرداران لشكر تو نزد تو كسى باشد كه مواسات كند با لشكريان در يارى دادن به ايصال ارزاق و اقوات به ايشان، و افضال و احسان كند بر ايشان از توانگرى خود به آنچه واسع باشد ايشان را، و واسع باشد كسانى را كه از وراى ايشانند از بازماندگان اهل ايشان- غرض آن است كه برگزين از رؤسا كسى را كه مددكارتر و بخشندهتر باشد بر سپاه- تا هم ايشان در جهاد عدوّ هم واحد باشند [٢١٠ آ] و يكدل و يكجهت باشند- مجملا آنكه با سپاه خود مهربان و مشفق بايد بود- پس، به درستى كه شفقت تو بر ايشان مهربان مىسازد دلهاى ايشان را به تو. [و نيكوترين چيزى كه حكمرانان را خشنود مىدارد، برپا داشتن عدل و دادگرى در شهرها و آشكار ساختن دوستى رعيّت مىباشد. و دوستى آنان آشكار نمىگردد، مگر به سالم ماندن سينههاشان.][٢] و درست نمىشود نصيحت و اخلاص ايشان، الّا به نگاهبانى و نگاهدارى و مهربانى ايشان بر واليان ايشان، و به آنكه كم مىكرده باشند ثقيل گرفتن دولتهاى ايشان را- يعنى، دولتهاى واليان را گران نگيرند و باعث خوشى عيش خود
[١] - از چاپ فيض الاسلام، ص ١٠٠٦ و چاپ صبحى صالح، ص ٤٣٣ افزوده شد. اين عبارات در شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد نيست.
[٢] - از فيض الاسلام، ص ١٠٠٨ اضافه گرديد.