روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٤١ - باب پنجم از قسم دوم در ترجمه عهدى كه حضرت امير المؤمنين - صلوات الله عليه - جهت مالك اشتر نخعى نوشته بودند در وقتى كه او را والى مصر ساخته بودند
شناسند- و ترك دير گرفتن انقطاع مدّت ايشان را- يعنى، خواهان انقطاع ايّام ايشان نباشند.»
«فافسح في آمالهم، و واصل في حسن الثّناء عليهم، و تعديد ما أبلى ذوو البلاء منهم؛ فإنّ كثرة الذّكر لحسن أفعالهم تهزّ الشّجاع، و تحرّض النّاكل، إن شاء اللّه.
ثمّ اعرف لكلّ امرىء منهم ما أبلى، و لا تضمّنّ بلاء امرىء إلى غيره، و لا تقصّرنّ به دون غاية بلائه، و لا يدعونّك شرف امرىء إلى أن تعظم من بلائه ما كان صغيرا، و لا ضعة امرىء إلى أن تستصغر من بلائه ما كان عظيما.»
«پس، وسعت و فراخى ده در آمال ايشان- يعنى، چنان كن كه ايشان را به تو اميدواريهاى تمام باشد- و پيوند كن با ايشان در حسن ثناء بر ايشان- يعنى، در آنكه مدح و ستايش ايشان كنى در كارهاى نيكو كه ايشان كردهاند، مانند مبارزتها و مردانگيها كه در معارك و مهالك بهجا آوردهاند- و شمردن ابتلاهايى كه صاحبان آن بلاها به آن مبتلا شده- مانند مردانگيها و دليريها كه مذكور شد- به درستى كه بسيار ذكر كردن كارهاى نيكوى ايشان به جنبش درمىآورد دلير را، و ترغيب مىكند و بر حرب مىدارد بازگشتگان و گريختگان را، ان شاء اللّه. پس از آن، بايد كه بشناسى از براى هر مرد ابتلايى كه او را روداده- يعنى، مردانگيهاى او را بدانى و جفاها و سختيها و واقعههاى او را بشناسى كه چون والى بىخبر باشد و خبر از مردانگيها و جفاكشيهاى لشكر نداشته باشد، ايشان را رغبت در آن امور كم مىشود- و نسبت مده كار نيكويى را كه كسى كرده باشد به ديگرى و تقصير مكن در مدح آن مرد چنانكه مدح او را كمتر از پايه ابتلا و مردانگى او كنى. و داعى نشود شرف و بزرگى مردى به آنكه بلاى اندك او را عظيم گيرى، و داعى نشود پستى مردى تو را به آنكه بلاى عظيم او را كوچك و اندك گيرى- غرض آن است كه رفعت و صفت مرد را دخل مده و استعظام و استصغار را بر وفق و اندازه كار استعمال كن.»
«و اردد إلى اللّه و رسوله ما يضلعك من الخطوب، و يشتبه عليك من الأمور؛ فقد قال اللّه