روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٥٥ - فصل دوم در تدبير امراى عساكر و اميران بلاد و محافظان قلاع و حارسان سرحدها
فصل دوم: در تدبير امراى عساكر و اميران بلاد و محافظان قلاع و حارسان سرحدّها
امير عسكر بايد كه به چند صفت موصوف باشد: يكى، شجاعت و دليرى چنانكه او را ملكه ارتكاب اهوال و اقتحام در مواضع اخطار در وقت ضرورات حاصل باشد، و حكما گفتهاند: شيرى كه قائد و سركرده هزار روباه باشد، به از هزار شير است كه سركرده آن روباهى باشد.
ديگر، رأى و تدبير و عقل كه داند كه در چه مقام اقدام بايد كرد و در چه وقت توقّف بايد نمود، و صاحب تجارب باشد و بر قواعد و قوانين حروب آگاه باشد، و بر رسوم داشتن لشكر و آراستن ايشان و ترتيب صفوف و آداب حرب و اختيار مواضع نيكو و اصلاح و مرمت لشكر و قوى داشتن خيل و تدبير مصلحت آذوقه و علف چهارپايان و معرفت رسوم و قوانين دشمنان در حرب و تدارك اختلالات و بدر شد از حوادث و مشكلات بصير و آگاه باشد؛ چه دانايان عالم متّفقند كه بناى حروب بر رأى و تدبير و خدعه است. پس، بايد كه اوّل در تدبيرات و خدعهها و حيلهها بكوشند، و بايد كه چون از همه راه عاجز شوند، كار [به] شمشير رسانند؛ و انواع تزويرات و ساختن كاغذهاى مزوّر و اختلاف در ميان دشمنان انداختن مجوز است.
ديگر، به صفت سخاوت موسوم باشد و در بذل اموال صاحب مضايقه نباشد، ليكن بايد كه به صفت اسراف و تبذير و تضييع اموال نيز متسم نباشد.
ديگر، بايد كه سردار لشكر را نام و آوازه و شهرتى حاصل باشد، و او را در نظر دشمنان و خصوم وقعى و هيبتى بوده باشد.
ديگر، بايد كه امير عسكر مخلص و محبّ پادشاه باشد و بر دين و مذهب او باشد، و از روى صحّت اعتقاد و ديندارى و اخلاص و محبّت پادشاه محاربه و كوشش مىنموده باشد و به مجاهده و كوشش از راه دين اعتقاد راسخ داشته باشد و سپاهيان را بر اين اعتقاد تربيت مىنموده باشد.
ديگر، بايد كه لشكريان را با او محبّت و دوستى بوده باشد و عظما و سران سپاه را با او كينى و نفاقى نبوده باشد.
ديگر، بايد كه يك كس در تدبير لشكر مستقلّ باشد كه اگر رؤسا و زعما متعدّد