روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٧٣ - فصل چهارم در ذكر تدبير تجار و مترددان اطراف و جوانب بر و بحر
فصل چهارم: در ذكر تدبير تجّار و متردّدان اطراف و جوانب برّ و بحر
شرط تدبير تجّار آن است كه پادشاه نسبت به ايشان طريقه معدلت و احسان و نيكوكارى معمول دارد، و در اموال و مقرّراتى كه از ايشان گرفته مىشود نهايت تخفيف بهجا آورد، و آنچه بدعت و بد باشد زايل گرداند، و چنان كند كه حسن سلوك پادشاه و عمّال ديوان و حكّام نسبت به ايشان مشهور و معروف گردد. و در ضمن اين چندين فايده است: يكى، تحصيل رضاى الهى. ديگر، تحصيل ثواب و خلاصى از عقاب. ديگر، دوام نعمت و بقاى دولت. ديگر، تحصيل دعاى خير. ديگر، تحصيل ذكر جميل و نام نيكو، چه تجّار و متردّدان به اطراف و جوانب عالم حركت مىكنند و هميشه از قطرى به قطرى سفر مىكنند و با مردم بلاد و اطراف عالم ملاقات و مجالست مىنمايند و از نيك و بد هر چه مىبينند و مىشنوند به مردم ديگر كه برمىخورند نقل مىكنند، و آن گروه به جماعت ديگر، و على هذا القياس. و به توسّط نقل و اخبار تاجران اخبار مشرق به مغرب مىرسد و اخبار مغرب به مشرق مىرسد، و چون از پادشاهى و مردم اقليمى راضى و خوشنود باشند، چون مقرّر است كه هرگاه كسى از كسى راضى باشد در مقام نشر و ذكر خوبيهاى او مىشود؛ بلكه بسيار است كه خوبى غير واقع ذكر مىكند و بسيار است كه آنچه هست صد چندان مىگويد و بازمىنمايد، و در هركار جانب خوب آن را تتبّع نموده، نقل مىكند و شهرت مىدهد و اگر كارى را چند رو محمل باشد همه را بر محمل نيكو حمل كرده به صد آب و تاب نقل مىكند، چنانكه اگر كسى از كسى راضى نباشد و رنجشخاطر داشته باشد، در همه باب عكس آنچه مذكور شد به عمل مىآورد.
ديگر، هرگاه سلوك پادشاه و اتباع او با متردّدان بر وجه نيكو باشد، تردّد مردم از اطراف و جوانب زياد مىشود، و مردم بسيارى در ملك آن پادشاه متوطّن مىشوند و باعث زيادتى معمورى ملك مىگردد و بر مداخل و اموال سلطانى مىافزايد، و نفايس و رعايت هر ديار در آن ملك بسيار مىشود، و اخبار بيگانگان و دشمنان معلوم و مفهوم مىگردد به توسّط اخبار و استخبار تجّار و متردّدان و رسانيدن اخبار نيكو به اطراف [١٩٤ ب] و جوانب. پادشاهانى كه دوستند، بر دوستى مىافزايند و سلوك طريق