روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٦٤ - فصل ششم در حقوق رعايا بر سلاطين و مراعات حقوق زيردستان
مىفرمايد: خ وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ[١] خ يعنى: خ شكر نعمتهاى خداى عز و جلّ را به فعل ظاهر و شايع سازيد خ. يعنى، زينت و بهاى نعمتهاى خداى عز و جلّ بر شما ظاهر و نمايان باشد، بهتر است از آنكه به گفتن شكر نعمت كنيد، و حال آنكه خداى عز و جلّ فرموده كه، خ به نعمت پروردگار خود حديث كنيد خ. ايضا حضرت فرموده كه، «انّ اللّه جميل؛ يحبّ الجمال و يحبّ ان يرى اثر نعمه على عبده.»[٢] يعنى: «خداى عز و جلّ جميل است و جمال را- يعنى، خوبى و زينت را- دوست مىدارد. و دوست مىدارد كه ببيند اثر نعمت خود را بر بنده.» و حضرت صادق ٧ فرموده كه، «هرگاه خداى عز و جلّ انعام كند بر بنده به نعمتى، پس آن نعمت بر او ظاهر باشد او مسمى مىشود به حبيب اللّه محدّث بنعمة اللّه. و هرگاه انعام كند بر بنده به نعمتى و بر او ظاهر نباشد، مسمّى مىشود به بغيض اللّه مكذّب بنعمة اللّه.»
چون حضرت امير المؤمنين- صلوات اللّه عليه- اين سخن فرمود، عاصم گفت: «يا امير المؤمنين! پس، به چه سبب شما اختصار فرمودهايد در مطعوم خود بر خشونت- يعنى، غليظى- و در ملبوس بر زبرى؟» حضرت فرمود كه، «ويحك! خداى عز و جلّ فرض گردانيده بر امامان و واليان عدل كه تقدير كنند نفسهاى خود را به ضعيفان خلق تا مختلط نسازد فقير را فقر او.»
پس، عاصم بن زياد عبا را بينداخت و جامه نيكو بپوشيد.
و بعضى از خلفاى بنى اميّه و بنى عباس و غيرهم منظور داشتهاند كه در ايّام پادشاهى خود طريقه حضرت امير المؤمنين را متّبع ساخته، در مأكول و ملبوس و ساير امور به تنگى بگذرانند. از آن جمله عمر بن عبد العزيز است كه از خلفاى بنى اميّه است و در ايّام خلافت خود نيكوسيرت بود. و سبّ حضرت امير المؤمنين- صلوات اللّه عليه- كه از زمان معاويه تا آن وقت به امر بنى اميّه در بلاد اسلام معمول بود، عمر بن عبد العزيز برطرف كرد و فدك را به اولاد حضرت فاطمه ٣ او ردّ نمود. بعضى نقل كردهاند كه از ميراث پدر مال بسيار يافته بود و پيش از خلافت متنعّم بود. چون خلافت يافت، بفرمود تا ايتام و مساكين شهر را جمع نمودند و جميع اموال خود بر ايشان قسمت كرد. پس، از
[١] - الضحى: ١١.
[٢] - الكافى، ج ٦، ص ٤٣٨.