روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٥١ - فصل دوم در شكر
نعوت[١] كمال و جمال و تنزّه و تقدّس او از صفات نقصان و زوال بشناسد و كلمه طيّبه «سبحان اللّه» اشاره به آن است. پس، مرتبه فيضان جود وجود بر هياكل ماهيات و وصول انعام و احسان او را بر موجودات بشناسد تا آنكه او را مستحقّ حمد [٦١ ب] شناسد و كلمه شريفه «الحمد للّه» اشاره به اين مرتبه تواند بود. مرتبه سوم، شناختن تفرّد ذات منعم حقيقى است به جلال صمديّت و عظمت الوهيّت. و در اين مرتبه دانسته مىشود كه جمله نعمتها از اوست و كلمه طيّبه «لا اله الّا اللّه» اشارتى به اين مقام دارد.
مرتبه چهارم، اعتراف به جهل است و تقصير و عجز از معرفت كنه كبرياى ذات و جمال و جلال احديّت و اعتراف به عجز از اداى شكر نعمت و مراعات حقوق عبوديّت، همچنانكه عاجز است از معرفت حقيقت صمديّت و كلمه «اللّه اكبر» اشاره به اين مقام تواند بود. و نكته ديگر در اين مقام آن است كه شكر نتوان گزارد، الّا به دل و زبان و اعضاى ديگر و هر سه نعمت اوست و قدرت بر استعمال هريك از اين نعمتها نعمتى ديگر، و توفيق يافتن بر استعمال هريك نعمتى ديگر. پس، اگر خواهد كه بر هر نعمتى شكرى گزارد، بر اين نعمتها هم شكرى بايد گزارد و آن شكر نيز نعمتى باشد. و انتها به عجز باشد و اعتراف به عجز از شكر آخر مراتب شكر باشد.
|
[از دست و[٢] زبان كه برآيد |
كز عهده شكرش بدر آيد |
|
|
بنده همان به كه ز تقصير خويش |
عذر به درگاه خدا آورد |
|
|
ورنه سزاوار خداونديش |
كس نتواند كه بهجا آورد][٣] |
|
پس، بنده در مرتبه تقديس او را معرفتى به منعم بههم رسد. پس، اطّلاع بر نعمت او بههم رساند و در مقام حمد او درآيد. پس، داند كه همه محامد از اوست و او منفرد است در احسان. پس، داند كه خداى عز و جلّ بزرگتر است از آنكه بنده از عهده شكر نعمتهاى
[١] - نعوت جمع« نعت» است به معنى صفات.
[٢] -« و» از گلستان سعدى، چاپ فروغى، ص ٢٨ افزوده شد.
[٣] - ابيات از نسخه مر افزوده شده است. از« و انتها به عجز باشد ...» تا آخر جمله ميان اشعار قرار داده شده بود كه براى پرهيز از جدايى مطالب جمله، اشعار دنبال هم قرار داده شد.