روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٨٤ - فصل سوم در صبر
بلايى و صبر كند بر آن بلا، از جهت او مثل اجر هزار شهيد خواهد بود.»
و آيات و احاديث در فضل صبر بسيار است، جهت اختصار به اين قدر اكتفا شد. و صبر در لغت حبس نفس باشد از جزع و فزع در وقت نزول حادثه و حلول مكروهى. و صبر بر چند قسم است:
اوّل، صبر است بر طاعات، و آن داشتن نفس است بر جفاها و مشقّتها و سختيها، كه در طاعات و عبادات چون نماز و روزه و حجّ و جهاد و امر معروف و نهى منكر مىبايد كشيد.
دوم، صبر است بر نگاه داشتن نفس از كارهاى حرام و شهوتها و لذّتها كه طبع را ميل به آن باشد و داعيههاى شيطانى و وسوسههاى نفسانى و تحريكات جاهلان انسانى بدان مايل سازد. بر عاقل است كه صبر كند و به آن وسوسهها و تلبيسها فريفته نشود. حضرت امير المؤمنين- صلوات اللّه عليه- فرموده كه، «الشّهوات أدواء قاتلات و أفضل دوايها إفساء الصّبر عنها.»[١] يعنى: «شهوتها بيماريهاى كشنده است و بهترين دوايى از جهت آن فراگرفتن صبر است از آن.» و آن حضرت فرموده، «إنّك ما تدرك ما تحب من ربّك الّا بالصّبر عمّا تشتهي.»[٢] يعنى: «به درستى كه تو هرگز درنمىيابى و نمىرسى به آنچه دوست مىدارى از جانب پروردگارت، الّا به صبر كردن از آنچه ميل و شهوت به جانب آن دارى.»
سوم، صبر است در وقت نزول بلاها و حادثهها. و آن منع باطن باشد از اضطراب و بازداشتن زبان از شكايت و نگاه داشتن اعضا از حركات غير معتاد. و اين صبر بر سه قسم باشد: اوّل، صبر عوام، و آن حبس نفس باشد بر سبيل تجلد و اظهار ثبات در تحمّل مكروه تا ظاهر حال نزديك عاقلان و عامّه مردمان مرضى باشد و نامستحسن ننمايد.
دوم، صبر زهّاد و عبّاد و اهل صلاح و تقوا، و آن از جهت توقّع ثواب آخرت و حصول مراتب بهشت بوده باشد. سوم، صبر سايران و عارفان، چه بعضى از ايشان در بعضى مراتب از مكروهات و بلاها لذّت يابند به تصوّر آنكه خداى عز و جلّ ايشان را به آن مكروه از
[١] - غرر الحكم، شرح جمال الدين خوانسارى، ش ١٧٨٩:« الشهوات اعلال قاتلات و افضل دوائها اقتناء الصبر عنها».
[٢] - همان، ش ٣٧٩٤:« انك لن تدرك ...».