روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨١٦ - فصل چهارم در تدبير فرستادن ايلچيان به جانب پادشاهان و تدبير سلوك پادشاهان با ايلچيان و رسولان پادشاهان
چيزى كه مخالف قانون مدارا و تعظيم آن پادشاه باشد به عمل نيايد؛ ليكن بايد كه ملاطفات به قدرى نباشد كه به جلالت و بزرگى اين طرف نقصان رساند يا حمل بر ضعف و عجز شود، بلكه مراعات اعتدال و مقتضاى احوال در همه باب ضرور است. و اگر آن پادشاه از قانون ادب تجاوز نموده باشد، در اين صورت مكافات آن به اندازهاى كه عقل تحديد نمايد مجوّز است.
ديگر، ارسال تحف و هدايا و نفايس از قلّت به حدّى نباشد كه دلالت بر بخل كند، و از كثرت چنان نباشد كه شهادت بر عجز و فروتنى و نادانى دهد.
ديگر، بايد كه سلوك رسول با پادشاه بيگانه بر نهج اعتدال و حكمت باشد. از تملّق و فروتنى بسيار و تكبّر و سركشى بيرون از حدّ و اندازه محترز باشد، مگر آنكه مصلحت [٢٠٤ ب] وقت مقتضى خصوص حالى باشد. و بر هر تقدير لازم است كه سلوك ايلچى بر نحوى باشد كه مستلزم عارى و عيبى از جهت مخدوم او نباشد.
و ببايد دانست كه پادشاهان كه به يكديگر رسول مىفرستند، نه مقصود همان باشد كه در نامه و پيغام مذكور مىشود، بلكه غرض افتاده كه به قدر امكان بر كماهى حالات آن پادشاه و ملك او اطّلاع حاصل شود و بداند كه لشكر آن پادشاه و آلت و عدّت او به چه اندازه و كيفيّت است؟ و در خوان و مجلس چگونه است؟ و ترتيب درگاه و بارگاه و نشست و برخاست و چوگان و شكار و خلق و سيرت و بخشش و كوشش و ديدار و كردار چگونه است؟ ظالم است يا عادل؟ پير است يا جوان؟ ولايتشآبادان است يا خراب؟ لشكر از او خشنودند يا نه؟ سيرت او محمود سپاه و رعيّت است يا نه؟ لشكر او همه بر دين اويند يا نه؟ لشكرش توانگرند يا درويش؟ بخيل است يا سخىّ؟ در كار بيدار و هشيار است يا غافل؟ وزيرش صاحب عقل و كفايت و ديانت و حسنسيرت است يا نه؟ سپهسالارانش شجاع و كارديده و كارآزمودهاند يا نه؟ ندما و مصاحبانش عاقل و شايسته و امين و قابلند يا نه؟ خزاين و اموالش وافر است يا نه؟ رعايا در دوستى او ثابتند يا نه؟ صحبت او بيشتر با اهل عقل و فضل و عفت و شجاعت است يا با جاهلان و كمخردان؟ پادشاهان اطراف ملك او با او در چه مقامند و خصوصيّات احوال ايشان چگونه است؟ منازعان در ملك دارد يا نه؟ در كار و امر دين و ترويج مذهب خود