روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٧٠ - فصل ششم در حقوق رعايا بر سلاطين و مراعات حقوق زيردستان
و لشكر ايشان در تنعّم و فراغت و استراحت بسيار نمىكوشند. با وجود عوارض اختلال كه در ملك ايشان مكرّر روداد، احوال ايشان مضمحل نشد و دولت از ايشان نرفت. و لشكر هندوستان و سلاطين ايشان چون به عادت آن ملك بسيار [١٢٠ آ] سنگين و گرانبار و پرمؤنت و عيش و فراغت دوست مىداشتند، در هيچ زمانى يكى از ايشان را بر بلاد ايران يا توران استيلايى نصيب نشد و آنچه مىشد برعكس بود، چنانكه خسرو دهلوى[١] گفته:
|
شاه دهلى به بخارا نرود |
آب از زير به بالا نرود |
|
و به سبب وجه مذكور، پادشاهان سابق در تخفيف مؤنات مىكوشيدهاند و تكلّفات بسيار از مردم، خصوصا از سپاهيان، نمىپسنديدهاند و اگر در زينت مىكوشيدهاند، زينتى چند بوده كه ضايع نمىشده و باعث وقر در نظر دوستان و دشمنان بوده. چون طلا و نقره و جواهر و امثال آنكه باعث زينت است و ضايع و مندرس نمىشود.
و بنابر ملاحظه وجوه مذكوره، نواب عليّين آشيان فردوس مكان شاه طهماسب الحسينى- انار اللّه تعالى برهانه- در زمان دولت خود طريقه قناعت و خفّت معاش معمول ساخته بود؛ چه در آن زمان، مردم از مأكول و ملبوس به قليلى قناعت مىكردند و طريقه اسراف و زيادتى تكلّفات معمول نبود. چهار ذرعى طبسى، كه قيمت قليلى دارد، در آن زمان به سه قسمت مىنمودهاند و هر قسمتى را در ميان آن كرباس و آستر مىگذاشتهاند و شخصى معتبر سالها بر ميان مىبسته. و در آن زمان لباس تجمل بوده، و على هذا القياس ساير اشياء بر اين نهج معمول و مستمرّ بوده. لاجرم در آن زمان خزانه در كمال معمورى بوده و لشكرها در كمال سرانجام بودهاند و فقرا و مساكين و يتيمان از دولت پادشاه بودهاند. چنانكه در اكثر بلاد شيعه مقرّرات و مرسومات جهت درويشان و
[١] - از عارفان و شاعران نامآور پارسىگوى هندوستان در نيمه دوم قرن هفتم و اوايل قرن هشتم هجرى، متولد ٦٥١ و متوفّى ٧٢٥ ق.، صاحب ديوان شعرى كه به نام خود او شهره است و ثمانيه خسرويه كه مشتمل است بر مثنويهاى هشتگانه وى و جواهر خسروى او مجموعهاى است از اشعار در موضوعات مختلف. براى كسب اطلاع بيشتر ر ك: صفا، ذبيح الله، تاريخ ادبيات در ايران، ج ٢/ ٣، صص ٧٧١ تا ٧٩٧.