روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٠٥ - فصل سوم در آداب سلوك پادشاه نسبت به حكما و فقها و دانشمندان و اصحاب فتوا و درس ١٥٥ آ كه اصحاب ارشاد و هدايتند
مجلس ايشان حاضر مىشده باشند. رسم سلاطين پيش چنان بوده كه در تعظيم شرع و منسوبان شرع بسيار مىكوشيدهاند و بسيارى از ملوك به سبب دعوايى كه كس بر ايشان مىكرده به مجلس شرع حاضر مىشدهاند.
حكايت
آوردهاند كه رسم ملوك عجم چنان بوده است كه در روزگار مهرگان و نوروز پادشاه رعايا را بار دادى و كسى را منعى نبودى و پيش از آن به چند روز منادى فرمودندى كه، «تهيّه فلان روز بكنيد» تا هركس شغل خود بساختى و عريضه خود بنوشتى و حجّت خويش بهدست آوردى و خصمان كار خويش بساختندى. و چون آن روز شدى، ملك حكم كردى كه منادى بيرون درگاه بايستادى و ندا كردى كه، «اگر كسى مانع كسى شود از عرض حاجت، ملك از خون او بيزار است.»
پس، ملك عرايض مردمان بستدى و همه پيش خود نهادى و بر هريك نظر كردى. و در بعضى عرايض از ملك شكوه شده بودى، قاضى القضات، كه به زبان ايشان موبد موبدان است، بر دست راست ملك نشسته بودى؛ پس ملك برخاستى و از تخت [١٥٧ ب\* حاشيه] به زير آمدى و پيش موبد موبدان به دو زانو بنشستى و گفتى: «پيش از همه دادرسيها، داد اين مرد [م][١] از من بگير و هيچ ميل و محابا مكن.» آنگاه، فرمودى كه مناديى ندا كند كه، «هركه را با ملك دعوى و خصومتى است، همه به يك جانب بايستند تا نخست كار ايشان ساخته گردد.» آنگاه، موبد موبدان را گفتى: «هيچ گناهى نيست نزد ايزد تعالى بزرگتر از گناه پادشاهان. و حقگزارى پادشاهان و شكر نعمت ايزد تعالى نگاه داشتن، رعايت رعيّت است و داد ايشان دادن و دست ستمكاران از ايشان كوتاه كردن.»
پس، چون ملك بيدادگر باشد، لشكر همه بيدادگر شوند و خداى عز و جلّ را فراموش كنند و كفران نعمت بهجا آورند، هرآيينه خذلان و خشم خداى به ايشان رسد. پس، روزگارى
[١] - از مر افزوده شد.