روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٧٩ - فصل هشتم در فضيلت شجاعت
لواى اسلام به حسن اهتمام آن حضرت صورت يافته. از جمله وقايع غريبه آن حضرت، كندن در خيبر است. تفصيل آن مجمل آنكه چون حضرت مقدّس نبوى عزيمت خيبر فرمود، از مدينه با هزار و چهارصد نفر به آن جانب توجّه نمود و حيدر صفدر به واسطه عارضه رمد[١] و كوفت درد چشم مرافقت آن حضرت نتوانست نمود. و چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله خيبر را محاصره فرمود، در اثناى محاصره دردسرى عارض ذات شريف آن حضرت شده بدين سبب به نفس نفيس در معارك حاضر نمىشدند، امّا هر روز رايت نصرت آيت به يكى از اصحاب مهاجرين داده به جنگ مىفرستادند. امّا چون قلعه قموص كه از امّهات قلاع خيبر بود استحكام تمام داشت، زيادهكارى از پيش نمىرفت و صورت فتح روى نمىنمود. روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله علم به عمر بن الخطاب داده او را سردار سپاه ساخت، و عمر به پاى حصار رفته بىآنكه كارى بسازد بازگرديد. روز ديگر، ابو بكر را فرستاد. او نيز مثل عمر مراجعت نمود. نوبت سوم باز عمر را فرستاده، اين نوبت نيز عمر بىحصول مقصود مراجعت نمود. چون شب شد، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله بر زبان معجز بيان گذرانيد كه، «لا عطينّ الرّاية غدا رجلا يحبّ اللّه و رسوله و يحبّه اللّه و رسوله كرّار غير فرّار يفتح اللّه على يديه.»[٢] يعنى: «هر آيينه خواهم داد رايت را فردا به مردى كه دوست مىدارد خدا و رسول را، و دوست مىدارند[٣] او را خدا و رسول، كرّارى است غير فرّار؛ فتح خواهد نمود خداى عز و جلّ بر دستهاى او.»
در اين اثنا حضرت اسد اللّه الغالب از مفارقت سرور عالم غمناك شده با وجود عارضه كوفت چشم سوار گشته، از عقب سپاه متوجّه لشكرگاه شد. همان شب كه اين سخن بر زبان معجز بيان حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله جارى شد، به سپاه نصرت پناه ملحق گشت.
سهل ساعدى[٤] گويد كه، در آن شب كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله اين حديث فرمود، غلغله در ميان صحابه افتاده، گفتند: «آيا كداميك از ما بدين سعادت عظمى مستسعد خواهد شد؟»
[١] - درد چشم، ورمى كه در طبقه ملتحمه پديد آيد.
[٢] - بحار الانوار: ج ٢١، ص ٣.
[٣] - اصل:« مىدارد.» اينجا برابر نسخه مر اصلاح شد.
[٤] - سهل بن سعد خزرجى انصارى از بنى ساعده، متوفى به سال ٩١ ق.، از صحابه مشهور كه حدود صد سال عمر كرد. از وى در كتب حديث ١٨٨ روايت نقل شده است. زركلى، الاعلام، ج ٣، ص ١٤٣.