روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ١٨٥ - فصل اول در ذكر فضيلت عدل
تا دفع ظلم متغلّبان نكند و از احوال ملك خود باخبر نباشد و بر رعايا و زيردستان ظلم رود، مرتبهمرتبه مملكت روى به خرابى كند و رعايا و زيردستان [٤٢ ب] متفرّق و پراكنده، بلكه مستأصل شوند و چون ملك خراب و رعايا پريشان باشند و خزانه و لشكر نيز خراب و بىسرانجام باشند، دشمنان اطراف را طمع در ملك بههم رسد و بنابر آنكه آن پادشاه ظالم است امداد و اعانت الهى نيز با آن دشمنان باشد و سپاه دعاى مظلومان نيز يارى آن جماعت دهد. بالضّروره، ايشان را غلبه و استيلا دست دهد و استيصال آن پادشاه ظالم ايشان را به اسهل وجهى ميسّر گردد. و ببايد دانست كه اگر چندى ملك را آرام باشد و دشمنان اطراف به حال خود گرفتار باشند و ايشان را توانايى تعدّى و تطاول نباشد، شرط عقل نيست به اين ايمن شدن و دست از تهيّه و استعداد جهت عواقب امور برداشتن، چه ايشان را هرگاه قوّتى بههم رسد يا ضعفى در اين طرف بينند و فارغ باشند، قطع طمع نكنند و دست از تعدّى و تطاول برندارند.
حضرت امير المؤمنين- صلوات اللّه عليه- فرموده: «من عرف الايّام لم يغفل عن الإستعداد.» يعنى: «هركه روزگار را شناخت، غافل نمىشود از استعداد.» و آن حضرت فرموده: «من فهم مواعظ الزّمان لم يسكن الى حسن الظّنّ بالايّام.» يعنى: «هر كه فهميد موعظههاى زمان را، آرام نمىگيرد به خوشگمانى به روزگار.» يعنى، عادت زمانه هميشه تغيّر و انقلاب و فتنه و تشويش است و زمانه به زبان حال موعظه مىكند و از حال خود خبردار مىسازد؛ هركه سخن او فهميد و از موعظه او پند گرفت، خوش گمان نخواهد بود به ايّام، و حزم و احتياط مرعى خواهد داشت و تهيّه و استعداد عاقبت خواهد كرد. و در ضمن اين سخن شريف بسى لطايف مندرج است و شرح آن مناسب مقام نيست. و آن حضرت فرموده: «من دلايل الدّولة التّيقّظ بحراسة الامور» يعنى: «از دلايل دولت است بيدارى و هشيارى جهت محافظت امرها.» پس، وظيفه عاقل آن است