روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٥٤ - فصل دوم در شكر
مصالح و خير دنيا و آخرت خود فكر نمايد و در مصلحت مسلمانان و خيرات ايشان انديشه كند و عزم بر امتثال اوامر و اجتناب نواهى و اضمار[١] اصناف خيرات و مبرّات و شوق و عشق و تعطّش[٢] تقرّب [به] جناب احديّت داشته باشد و در دل نسبت به همه ابناى نوع خير بپسندد و شرّ نخواهد. و على هذا القياس، پس هرگاه مطلّع شد كه اين نعمتى است كه خداى عز و جلّ به محض جود و بخشش خود به او عطا كرده، شكر اين نعمت بخصوص آن است كه به دل خوشحال باشد به آنكه خداى عز و جلّ اين نعمت به او عطا كرده و اين نعمت وسيله اطاعت و بندگى و منشأ حصول قرب او به جناب احديّت مىتواند شد و به دل عزيمت آن داشته باشد كه اين نعمت را صرف در آن مصرفى نمايد كه غرض حكيم مطلق متعلّق است به آن، و به زبان [٦٢ ب] حمد و شكر و ثناى جناب احديّت مىگفته باشد. آنگاه، قوا و اعضا را متوجّه امرى كه در تحصيل اغراض آن نعمت دخل دارد متوجّه دارد. پس، شكر هر نعمت بخصوص- يعنى، بر وجهى كه به خصوصيّت آن نعمت مرتبط باشد- به سه چيز شود: به دل و زبان و اعضا، و همچنين خداى عز و جلّ نعمت چشم به جهت آن به بنده كرامت كرده كه نظر در مخلوقات خداى كند، جهت تفكّر در معرفت و حقايق آن و اطّلاع بر بدايع و صنايع آن. و تدبير الهى در تقويم و تنظيم آن و نظر در متغيّرات اين جهان به عبرت كند و در ضعيفان و زيردستان به شفقّت، و در علما و صلحا به حرمت و عزّت، و در عيوب مسلمانان به پوشش و تستر[٣].
و نعمت گوش به جهت آن داده كه به آن استماع آيات قرآنى و كلمات و اخبارات نبوى و اخلاق و سنن انبيا و سير سلف صالح و مواعظ و تعليمات عقلى و تعريفات شرعى نمايد مجملا، كلمات خير بشنود و اگر از اهل حكم باشد، سخنان مظلومان و استغاثتكنندگان گوش نمايد و گوش را از شنيدن ملاهى، چون آهنگساز و خوانندگى و دروغ و غيبت حرام و فحش و هرزه و نميمه[٤]، منزّه دارد.
و نعمت زبان به جهت آن داده كه زبان به ذكر و ثناى الهى و تلاوت قرآن و القاى مطالب علمى و مسايل شرعى و امر معروف و نهى منكر و شكر و حمد نعمت ربّانى و
[١] - نهفتن: نهان داشتن.
[٢] - ميل شديد به چيزى.
[٣] - پنهان كردن، پوشاندن.
[٤] - سخنچينى.