روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٣١ - فصل ششم در فضيلت حلم و ذكر توابع آن، چون تحلم و عفو و صفح
لوجه اللّه.»
بعضى نقل كردهاند كه، اويس قرنى[١] را وقتى كه اطفال مىديدند، سنگ به جانب او مىانداختند. او مىگفت: «اگر البتّه سنگ زدن لازم است سنگهاى كوچك بزنيد كه مبادا خونآلود شوم و ممنوع از نماز گردم.»
شخصى از عقب احنف بن قيس مىرفت و او را دشنام مىداد. چون احنف نزديك به قبيله خود رسيد، بايستاد و گفت: «اگر در دلت چيزى باقى مانده، الحال بگو كه مبادا بعضى سفيهان قبيله بشنوند و در مقام جواب درآيند.»
زنى به مالك دينار[٢] گفت: «يا مرائى!» گفت: «هيچكس مرا مثل تو نشناخت.»
حكايت
مأمون خليفه، احمد بن عروه را از عمل اهواز معزول ساخت و او را در معرض خطاب و عتاب درآورده، جرايم و تقصيرات او را تعداد مىنمود. احمد گفت: «فرداى قيامت همچنين امير المؤمنين را در معرض خطاب خواهند داشت و گناهان و جرايم او را خواهند شمرد. آيا چه چيز نزد او احسن است: عفو يا عقوبت؟» مأمون گفت: «عفو».
احمد گفت: «پس، در حقّ من نيز امروز عفو فرماى.» مأمون گفت: «عفو كردم بر سر عمل خود رو.»
[١] - اويس بن عامر بن جزء بن مالك مرادى قرنى از بزرگان تابعين كه در روزگار پيامبر اسلام آورد، ولى موفق به ديدار او نشد. وى به زهد مشهور است. درباره محل و سال و چگونگى مرگش اختلاف است، امّا از همه مشهورتر قتل وى در سال ٣٧ ق. در نبرد صفّين به دست لشكر شام مىباشد. مرگ او را در شام و الجزيره و سيستان نيز گفتهاند. همچنين اقوال مختلفى گزارش شده كه مرگ او را در روزگار عمر و يا در هنگام جنگ آذربايجان و يا هنگامى كه عازم ثغر ارمينيه بوده و يا شهادت در جنگ نهاوند با ايرانيان مىدانند. نك: الوافى بالوفيات، ج ٩، صص ٤٥٦ و ٤٥٧.
[٢] - ابو يحيى مالك بن دينار بصرى دانشمندى زاهد و صاحب مناقب كه در سال ١٣١ ق. در بصره درگذشت. ر ك:
وفيات الاعيان، ج ٤، صص ١٣٩ و ١٤٠.