روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٠٨ - فصل سوم در آداب سلوك پادشاه نسبت به حكما و فقها و دانشمندان و اصحاب فتوا و درس ١٥٥ آ كه اصحاب ارشاد و هدايتند
جمله نفايس تحف آن مستوره دلفريب را با نفايس اموال و رغايب[١] هدايا ارسال نمود. و با همشيره اين معنى را مواضعه نمود كه، «چون سلطان را خدمتكاريهاى ملايم تو در حريم حرم خسروى خوش افتد و عنايات و توجّهات سلطانى درباره تو بيفزايد و گستاخى محلّ مجالست به مقام مكالمت انجامد و التفات به جايى رسد كه گوش اذعان به اجابت ملتمسات تو دارد، عرض كنى كه، چون برادرم در سلك غلامان مخلص اين آستان است، اگر از ولايت لاس، سمندره و كوكر چيلك را سلطان به او عنايت فرمايد، بيش از غلامان و خادمان ديگر مراسم عبوديت و جانسپارى مرعىّ دارد.
و چون آن مخدّره به خدمت سلطان رسيد، مقبول نظر سلطان شده سلطان را جوانى و استيلاى هوس كامرانى باعث بر كمال تعلّق و تعشّق به جانب او شد و هردم تعلّق خاطر به جانب او بيشتر مىافزود، زيرا كه آن سرمايه حس همواره به شيوههاى مطبوع و جلوههاى موزون دل سلطان را به كمند دلربايى خود مقيّد ساخته و خاطر او را به زنار زلف خود در كمند تعلّق درآورده، از انديشه مصلحت ملك و دين برآورد. لاجرم در درون خلوت انس و تنهايى و نهانخانه دلدارى و دلربايى سلطان را به تجرّع جام مدام و استيفاى لذّات خاطر خود كام ترغيب مىنمود، ليكن سلطان هميشه در اين تأمّل بود و خودبهخود اين انديشه مىنمود كه از بدايت ظهور دولت آل عثمان در ممالك روم هيچيك از آباء و اجداد كه بر مسند سلطنت تكيه نمودهاند، ارتكاب كباير و مناهى ننمودهاند و اوقات خود را صرف مصالح اسلام و مقصور بر مجاهدت اهل كفر و ظلام داشتهاند. بنابراين انديشه، در قبول سخنان فريبنده آن محبوبه تأمّل تامّ مىنمود. در باب اين تردّد و تحيّر رجوع به مشاورت على پاشاى وزير[٢]، ولد خير الدّين پاشا[٣]، نمود چرا كه
[١] - جمع« رغيبه» به معنى مرغوب و پسنديده.
[٢] - وى پس از فوت پدرش، قرا خليل خير الدّين پاشا، در مقام قاضى عسگر، جانشين پدر و صدر اعظم شد. على پاشا با ترتيب و تنظيم تشكيلات ديوانى دولت عثمانى، مدّت نوزده سال در رأس دولت عثمانى باقى ماند. وى در عين حال يك فرمانده عالى نظامى نيز بود. نك: تاريخ عثمانى، ج ٢، ص ٨.
[٣] - وى همراه با رجال جامعه أخى( اخوان) در تأسيس دولت عثمانى خدمات ارزندهاى انجام داد و به مقاماتى نظير قاضى عسگر، وزارت و فرماندهى ارتقا يافت. تشكيل نخستين سوارهنظام و پيادهنظام ينىچرى و غيربومى كه« مسلّم» و« يايا» ناميده مىشدند، و تأسيس خزانه دولتى از جمله خدمات قرا خليل خير الدين پاشا به حكومت آل عثمان است. نك: همان، ص ٧.