روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٢٣ - فصل ششم در آداب و تدبير منجمان و مهندسان و ارباب علوم تعليميه كه آن را علوم رياضيه خوانند
حكايت
و هم او گويد كه. «در سنه ستّ و خمسمايه[١] در شهر بلخ، در كوى بردهفروشان، در سراى امير ابو سعد[٢]، خواجه امام عمر[٣] خيّام و خواجه امام مظفر اسفزارى نزول كرده بودند و من پيوسته در خدمت بودم. [در ميان مجلس عشرت][٤] روزى از خيّام شنيدم كه مىگفت: خ گور من در موضعى باشد كه در ايّام بهار بر آن گلافشانى كند. خ مرا اين سخن مستحيل مىنمود، امّا مىدانستم كه چون او مردى گزاف نگويد و چون در سنه ثلاثين[٥] به نيشابور رسيدم، مدّتى[٦] بود كه آن بزرگ روى در نقاب خاك كشيده بود [و عالم سفلى از او يتيم مانده و او را بر من حقّ استادى بود. آدينهاى][٧] به زيارت او رفتم. قبر او را در محلّى يافتم كه نزديك آن باغى بود كه [٣٥١/ مج] درختان آن سايه بر قبر او مىانداخت، و آن ايّام بهار بود، چندان [برگ][٨] شكوفه بر قبر او ريخته بود كه صورت قبر او در زير شكوفه پنهان شده بود.
مرا حكايت او بر[٩] ياد آمد و گريه بر من افتاد كه در بسيط عالم و اقطار ربع مسكون او را نظير نمىديدم.»[١٠]
حكايت
هم در كتاب مذكور آورده كه بر پادشاه واجب است كه هر چاكر[١١] و خدمتكار و نديم كه داشته باشد او را بيازمايد. اگر شرع را معتقد[١٢] بود و به فرايض و سنن قيام كند، بر
[١] - مج و چ:« ٥٦». اينجا از چهار مقاله عروضى، ص ١٠٠ درج گرديد.
[٢] - در مج و چ« سعيد» آمده. اينجا از چهار مقاله عروضى ضبط شد. در برخى نسخ چهار مقاله نيز به صورت« سعيد» آمده است.
[٣] - مج ندارد.
[٤] - از چهار مقاله اضافه گرديد.
[٥] - در مج و چ:« ٥٣». اينجا از چهار مقاله درج شد و« خمسمائه(- ٥٠٠)» به قرينه حذف شده است.
[٦] - چهار مقاله، ص ١٠٠:« چهار سال». علّامه قزوينى در پانوشت شماره ١٦ همين صفحه به اختلاف نسخ اشاره كرده و آن را بسيار مهم دانستهاند.
[٧] - از همان افزوده شد.
[٨] - از همان افزوده شد.
[٩] - مج ندارد.
[١٠] - نك: چهار مقاله عروضى، صص ١٠٠ و ١٠١.
[١١] - همان، ص ١٠٢:« هرجا كه رود ...».
[١٢] - مج:« مقتصد».