روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ١٩٨ - فصل اول در ذكر فضيلت عدل
خ مرا واقعهاى صعب افتاده است و حسّ سمع من باطل شده و قوّت شنيدن در گوش نمانده خ. و زارزار بگريست چنانكه حاضران از گريستن او زارزار بگريستند و از جهت تسلّى [٤٦ آ] خاطر او گفتند كه، خ اگر حسّ سمع باطل شد حقّ- جلّ و علا- به بركت عدل و انصاف و يمن رأفت و عاطفت، مر پادشاه را درازى عمر عوض دهد خ.
ملك گفت: خ شما را سخت غلط افتاده است. من نه بر حسّ سمع مىگريم، خردمند داند كه عاقبت وجود فناى جمله جوارح و اعضا خواهد بود و بر بطلان بعضى نگريد و به فوات يكى از آنها چندان غم نخورد، ليكن من براى آن مىگريم كه اگر مظلومى براى استغاثت فرياد كند و داد خواهد، من آواز او نشنوم و در انصاف او سعى نتوانم نمود خ.
پس، ندا فرمود تا در تمامى ملك چين ندا كنند كه هيچكس جامه سرخ نپوشد جز مظلوم، تا چون لباس لعلى[١] او از دور بيند، بداند كه مظلوم است و در انصاف او كوشد.»
و ببايد دانست كه مراعات قانون معدلت، چنانكه شايد [٤٦ ب] بىچند چيز صورت نمىيابد:
اوّل آنكه ملك بسيارى حبّ راحت و فراغت و آسايش را ترك كند كه همچنانكه كار آخرت با حبّ راحت بسيار و عيش و فراغت زياد راست نمىآيد، بلكه مشقّت طاعات بايد كشيد و در بندگى خدا متحمّل انواع مجاهدات بايد شد كه، «حفّت الجنّة بالمكاره و حفّت النّار بالشّهوات.»[٢] يعنى: «بر دور بهشت و تحصيل بهشت مكروهات است، و بر دور آتش دوزخ شهوتها و لذّتها.» يعنى، حصول بهشت به مكروهات و چيزى چند كه مخالف طبع است مىشود و حصول دوزخ به لذّتها و فراغتها، همچنين كار دنيا با عيش و فراغت بسيار راست نمىآيد و بدون جفا و مشقّت و خلاف طبع نمىشود، چه پادشاه را بايد فكر در امور ملكى كرد و هر رخنه را تدارك نمود؛ بعضى مردم را به قول و بعضى را
[١] - لعل از كانيهايى است كه حسب موادّ تركيبى آن رنگش فرق كند. معروفترين لعل، لعلى است كه از بدخشان به دست مىآيد و رنگ سرخ روشن و زيبايى دارد.
[٢] - اين حديث رسول اكرم٦ در شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج ١٠، خطبه ١٧٧، ص ١٦ و در نهج البلاغه، چاپ فيض الاسلام، خطبه ١٧٥ چنين آمده است:« إن الجنّة حفّت بالمكاره، و انّ النّار حفّت بالشّهوات».