روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٠٠ - فصل اول در ذكر فضيلت عدل
به جهت آنكه در طبيعت بشرى مركوز[١] است كه[٢] ابتدا از سخنان خوش و روكش محظوظ مىشوند؛ كمند از مردم كه اگر آفتى در ملك باشد حقيقت آن را چنانكه هست به عرض رسانند، بلكه آفتها را مخفى مىدارند و هميشه تعريف و توصيف مىكنند و اگر ظلمى در ممالك باشد يا خللى در امور ملك رو دهد، ظاهر نمىسازند و مىگويند: به عدل تو هرگز پادشاهى نبوده و مملكت هيچ پادشاهى به اين آبادانى، نبوده و لشكر هرگز به اين سرانجام نبوده، و خزانه هرگز به اين معمورى نبوده، و دشمنان هرگز چنين ضعيف نبودهاند؛ عمّال در كمال معدلتند و هيچ ظلمى نمىشود. و چون اين سخنان به گوش پادشاهان خوش مىآيد و محظوظ مىشوند، از اين نوع سخنان مىگويند به غرض آنكه پادشاه محظوظ مىشود، و اگر از عاملى ظلمى و فسادى ظاهر مىشود مخفى مىدارند و خلاف آن مىگويند، و اين به ظاهر دوستى است امّا در حقيقت دوستى نيست، چه باعث غفلت و غرور مىشود و سررشته كارها از دست مىرود و حقيقتها بر پادشاه مخفى مىماند و از تدارك غافل مىشود، و از تهيّه و استعداد عدّت و آلت و مراعات احتياط و پيشبينى غافل مىشود و بسيار باشد كه باعث خرابى ملك و استيلاى دشمن شود. [٤٧ آ]
|
به محفلى كه خوشامد فسانهپرداز است |
ز خواب دولت بيدار برنمىخيزد |
|
و سخنان خوشامدگويان اگرچه در اوّل حال شادمانى دل افزايد، امّا در دوم حال نقصان بينايى بصيرت و اندوه جاودانى افزايد.
بلى، چنين سخنان كه دلالت بر نهايت سرانجام و انتظام و كمال مراتب خوبيها و نبودن آفتها و خللها كند، بايد كه در مجالس و محافل و محاضر مذكور مىشده باشد و در اين باب مبالغهها مىرفته باشد و در حضور آشنا و بيگانه و دوست و دشمن اين قسم سخنان و زياده از اين به مبالغات تمام مذكور مىشده باشد، خصوصا از خواصّ ملك تا منتشر شود و در اطراف عالم مشهور گردد. و چيزى كه دلالت بر اندك نقصى كند پنهان بايد داشت، امّا در خلوت حقيقت هرچيز به قدر امكان كسى را كه ميسّر باشد به عرض
[١] - جاى گرفته، ثابت كرده.
[٢] - به نظر مىرسد:« كه» زايد باشد.