روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٠١ - فصل اول در ذكر فضيلت عدل
پادشاه بايد رسانيد، هرچند مضمون آن تلخ و ناخوشگوار باشد. و اگر بعضى را صريح نتوان گفت در لباس تمثيل و حكايت و تلويح و اشارت اظهار بايد نمود، بر وجهى كه منافى احترام و احتشام مجلس پادشاه نبوده باشد. و بر پادشاه لازم است كه به سخنان روكش خوشامدگويان فريفته نشود و فى الحال باور نكند، بلكه در جستجو و تفحّص و تفتيش كمال اهتمام مرعى دارد تا حقيقت هرچيز چنانكه هست روشن شود و موافق مصلحت عمل نمايد، كه بسيار بوده كه لشكرها از خصمان شكست يافتهاند و قتل و اسر به طوايف بسيار راه يافته و اهل تلبيس[١] به جهت خوشامدگويى و مراعات مصلحت خود عكس آن در ضمير ملك مستقرّ ساختهاند و به واسطه عدم تفحّص، پادشاه آن را قبول نموده و از آن فسادها ناشى شده و بسيار بوده كه ملك به فساد رفته. حاصل طريقه عقل در اين باب، آن است كه پادشاه به شنيدن سخنان خوشامد كم رغبت باشد و به سخنانى كه بعضى حلال نمكان از روى غمخوارى گويند، هرچند تلخ باشد، اظهار رغبت نمايد و محمدت گويد و از شنيدن آن اظهار بشاشت و خوشحالى نمايد تا رغبت مردمان در آن بيفزايد و در مقام راستگويى و حقّگويى درآيند، و كسى كه سخنان خوشامدآميز او بىاصل و غلط بيرون آمد، او را نكوهش و سرزنش نمايد تا رغبت ايشان از آن طريقه كم شود.
مجملا، بايد كه پادشاه از ناراستى وحشت تمام اظهار كند و مبالغه بسيار در نفرت از آن بهجا آورد، بلكه تنبيهات و تأديبات بهجا آورد تا همهكس، خصوصا خواصّ پادشاه، به راستى و حقّگويى گرايند و از دروغها و غلطها، كه مبنى بر مصلحتهاست، احتراز لازم دانند. در كلمات شريفه حضرت امير المؤمنين ٧ آمده: «من دعاك الى الدّار الباقية و اعانك على العمل لها فهو الصّديق الشّفيق» يعنى: «هركس كه تو را دعوت كند به تحصيل آنچه در دار باقى حاصل مىشود از ثواب، و مددكارى تو كند بر عمل از جهت آخرت، او دوست مهربان غمخوار است». و آن حضرت فرمود: «من أخافك لكى يؤمنك خير من يؤمنك لكى يخيفك» يعنى: «هركس كه در ابتدا تو را از آفات عواقب بترساند، تا آنكه اين ترس باعث امنيّت شود، به از كسى است كه تو را در ابتدا امن سازد،
[١] - پنهان كردن حقيقت، پنهان داشتن مكر و عيب خود از مردم، فريب و خدعه بهكار بردن.