روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٠٠ - فصل دوم در فضيلت علم و عقل و بيان علو مرتبه علما و عقلا
طلب العلم لطلبوه و لو بسفك المهج و خوض اللّجج. انّ اللّه- تبارك و تعالى- اوحى الى دانيال ان امقت عبادى الىّ الجاهل المستخفّ بحق اهل العلم التّارك للاقتداء بهم و انّ احبّ عبيدى الىّ التّقى الطالب للثواب الجزيل اللازم للعلماء التّابع للحكماء القايل عن الحكماء.»[١] يعنى: «اگر مردم مىدانستند آن فضل و بهرهاى كه در طلب علم است، هر آيينه طلب علم مىكردند و اگرچه به سفك دماء- يعنى: [به][٢] ريختن خونها و فرورفتن در لجّهها[٣] باشد. به درستى كه خداى- تبارك و تعالى- وحى فرستاد به حضرت دانيال ٧ كه، مبغوضترين مردمان به سوى من جاهلان مستخف به حقّ اهل علمند و تاركان اقتدا به ايشان، و دوستترين بندگان من به سوى من پرهيزگار طالب ثواب جزيل است كه ملازم علما و تابع حكما و قبولكننده از حكما باشد.»
يكى از ثقات مىگويد كه به حضرت صادق ٧ گفتم كه، «مردى در روايت حديث شما مبالغه كند و پهن سازد آن را در مردم و محكم سازد آن را در دلهاى ايشان و دلهاى شيعيان شما، و عابدى باشد از شيعيان شما كه او را روايت نباشد، كدام افضلند؟
حضرت فرمود: «مبالغهكننده در روايت حديث ما كه آن را محكم سازد در دل شيعه ما، بهتر است از هزار عابد.»
و حضرت امام محمد باقر ٧ فرموده كه، «عالمى كه منتفع شود به علم خود، بهتر است از هفتاد هزار عابد.»
و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله فرموده كه، «قسمت نكرده خداى عز و جلّ از جهت بندگان چيزى بهتر از عقل. پس، خواب عاقل بهتر است از بيخوابى جاهل، و ايستادن عاقل بهتر است از رفتن و سعى كردن جاهل. و نفرستاده خداى عز و جلّ هيچ نبى و رسولى را تا آنكه كامل نگردانيده عقل او را، و عقل او بهتر از عقول جميع امّت او نبوده. و آنچه پيغمبر در خاطر خود مىگذراند بهتر است از اجتهاد [١٢٩ آ] مجتهدان. و ادا نكرد هيچ بندهاى فرايض خداى عز و جلّ [را][٤] تا آنكه از جانب [او][٥] ندانست و تعقّل ننمود، و نپرسيدند جميع عابدان
[١] - بحار الانوار، ج ١، ص ١٧٧.
[٢] - از مر اضافه شد.
[٣] - ميانه دريا و عميقترين جاى آن. جمع آن، چنانكه در متن عربى آمده، لجج است.
[٤] - اضافه از مر است.
[٥] - اضافه از مر است.