روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ١٢٧ - فصل دوم در بيان اختلاف مراتب ايمان
همچنانكه فايز شدند به آن علم و دانش.
به درستى كه اهل تقوا آسانترين و سبكترين اهل دنيايند به حسب مؤونت- يعنى، مدار و معاش ايشان به اندك چيزى [٢٥ آ] مىگذرد- و اكثر اهل دنيا به حسب معونت و يارى دادن. يعنى، مؤمنان را بيش از همه كس در امور يارى و مددكارى مىكنند؛ نزد ايشان حاجتى كه ذكر مىكنيد شما را يارى مىدهند و اگر فراموش كرديد، به ياد شما مىآورند؛ به غايت گويندگانند به امر خدا و به غايت قائمانند بر امر خدا؛ قطع كردهاند دوستى خود را به دوستى پروردگار خود؛ وحشت كردهاند از دنيا به واسطه طاعت پادشاه خود؛ و نظر كردهاند به جانب خدا به دلهاى خود؛ و دانستهاند كه اوست كه مىبايد نظر متوجّه او باشد، به واسطه عظيم شأن [ى] و جلالت و بزرگى او. پس، نازل ساختهاند دنيا را از بابت منزلى كه فرود آمدى؛ پس، از آنجا رحلت كردى يا چون مالى كه در خواب يافتى؛ پس، چون بيدار شدى با تو هيچچيز نبود.
به درستى كه من از براى تو اين مثل براى آن زدم كه دنيا نزد اهل عقل و علم مثل سايهاى است. پس، حفظ كن يا جابر آنچه خداى عز و جلّ از تو طلب رعايت آن كرده از دين خود و حكمت خود؛ و از او سؤال مكن از آنچه از براى تو نزد اوست، الّا آنچه از براى او نزد توست. يعنى، در برابر طاعت و بندگى طمع ثواب مدار. قسم به عمر خودم كه بسيار حريص بر امرى باشد كه حصول آن امر باعث شقاوت او شود، و بسيار كاره[١] امرى باشد كه حصول آن باعث سعادت او شود».
و در اين دو حديث كه مذكور شد، اشاره به آن مؤمن كامل شده و همچنين در حديث طويلى در كتاب كافى تفصيل شرايط آن ايمان مذكوره [آمده]، از خوف تطويل به آنچه مذكور شد اختصار كرديم. اميد كه حقّ تعالى همگنان را حصول آن مرتبه اعلى روزى كناد.
[١] - ناپسنددارنده، كراهتدارنده.