روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٥٦ - فصل دوم در تدبير امراى عساكر و اميران بلاد و محافظان قلاع و حارسان سرحدها
باشند، امر مفضى به خلاف و اختلاف گردد. و هيچ ضعف و سستى سپاه را مانند اختلاف آراء و تباين اهوا نيست.
ديگر، بايد كه امير لشكر صاحب حزم و احتياط باشد و به عبث آدم به كشتن ندهد، و در تضييع سپاه بيپروا نباشد [١٨٧ ب] و در معامله حرب صرفه تمام منظور دارد، و در حين غلبه و استيلا از تدارك و احتياط غافل نشود، و بايد كه تا بالكلّيه لشكر مخالف مستأصل نشوند، و هنوز گريختگان ايشان نزديك باشند، صفوف خود را متفرّق نسازند و به امر غارت كردن و غنايم به دست آوردن مشغول نشوند و بالكليّه قرار بر ظفر كلّى ندهند كه بسيار بوده كه لشكرها بعد از انهدام غالب شدهاند.
ديگر، بايد مستند[١] به رأى خود نباشد، و با عقلا و ارباب تجارب در هر كار مشورت مىنموده باشد، و اطلاع تمام بر خصوصيّات اوضاع و احوال دشمنان داشتن بغايت ضرور است.
شرايط مذكوره در خوانين و امراى بلاد نيز معتبر است و در ايشان حسنسلوك با رعايا و احتراز از شيمه ذميمه ظلم و جور لازم و واجب است. و ببايد كه امير بلد در تعمير ملك مىكوشيده باشد و سعى تمام درآبادانى و سرانجام رعيت بنمايد، و در تقويت شريعت و ملت و ظهور شرايع اسلام و آثار دين اهتمام تمام لازم داند، و در دفع بدعتها و فسادهاى دينى و ظلمها و دفع شرّ متغلبان و دزدان و حراميان و امنيت شوارع و طرق به تقصير و اهمال راضى نشود، و در تحصيل دعاى خير جهت پادشاه، تحصيل نام نيكو و ذكر جميل و آوازه خوبى جهت مخدوم و ولىّ نعمت ساعى و مجدّ باشد.
و شرايطى كه مذكور شد در محافظان قلاع و امراى سرحدّها معتبر است و شرط است كه محافظان قلاع مردمان كارديده كارآزموده باشند و به صبر و تحمّل و جفاكشى و غيرت و تعصّب و مردانگى معروف باشند. و بايد كه امير سرحدّ صاحب كفايت و كاردانى باشد، و هميشه از اوضاع و اخبار دشمنان و سلاطين كه بر سمت و حدود ولايت اويند متفحّص باشد، و جاسوسان و بريدان او هميشه در كار باشند و اخبار جزئى و كلّى از بلاد خصمان و بيگانگان مىرسانيده باشند، بلكه درين باب بذل اموال بايد كرد و
[١] - در مج به« مستبد» برگردانده شده است.