روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٣١٤ - فصل پنجم در فضيلت حسنخلق
لذّتهاى دنياوى اعراض نمايند به جهت انتظار چيزى كه هم از آن جنس باشد ليكن بيشتر و بهتر باشد، چون بسيارى از زهّاد و متصوّفان كه اظهار زهد را دام صيد خلق سازند تا به آن وسيله به اغراض فاسده دنيويه فايز شوند، و بسيارى از متزهّدان و متصوّفان چنين بودهاند و هستند كه اظهار زهد و دورى [٨٠ آ] از دنيا كنند و در آن لباس طالب دنيا باشند.
|
گر به ظاهر زاهد از دنيا كند پهلو تهى |
از فريب او مشو غافل كه ميدان مىكشد[١] |
|
و بسيارى از خلق به چنين شعبدهها مغرور شوند و گويند فلانى از اوليا و سالكان راه حقّ و واصلان است به محض آنكه آن مشعبد[٢] ادايى چند كند و اظهار زهدى نمايد يا آهسته سخنى و كمگويى و اظهار انكسار و فروتنى را وسيله مكر خود سازد تا دعوى كرامات و مقامات كند، يا خود ساكت باشد و گروهى كه ترويج كار او را مطلب ساخته باشند جهت او مراتب اثبات كنند، و باشد كه جهل و نادانى و قلّت معرفت به احكام عقل و شرع باعث زيادتى رواج ايشان باشد.
حكايت
در تاريخ وصّاف[٣] مذكور است كه، يكى از پادشاهان فارس را به متصوّفى اعتقادى ثابت بود. يكى از افاضل خواص او هميشه اعتراض مىكرد و مىگفت: «اين گروه از حليه دانش و فضل عاريند و به شبكّه زرق و تلبيس مستمسك. نه ايشان را علمى است
[١] -« ميدان كشيدن» كنايه از خود را جمع كردن و پس رفتن از براى جستن است، همانگونه كه گوسفند هنگام سر زدن كند.
[٢] - شعبدهباز، حقّهباز.
[٣] - كتاب تجزية الامصار و تزجية الاعصار، معروف به تاريخ وصّاف، تأليف شهاب الدّين عبد اللّه بن عزّ الدين فضل اللّه شيرازى، مشهور به شرف شيرازى و معروف به وصّاف يا وصّاف الحضره، از مآخذ مهم و قابل اعتماد در تاريخ مغول، خاصّه در حوادث عهد ايلخانان و تاريخ اتابكان فارس و لرستان، است. نويسنده اين كتاب، وصّاف الحضره، از كاتبان و عمّال ديوانى و از نزديكان خواجه رشيد الدّين فضل اللّه وزير بوده و تأليف خود را در سال ٧١٢ ق. در سلطانيّه به حضور سلطان الجايتو تقديم داشته است. به نقل از: زرينكوب، تاريخ ايران بعد از اسلام، فصل اوّل( در باب مآخذ)، ص ٤٩.